تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تابوت الشّهادة « 1 » فى عمود النّار و فى طور سينآء « 2 » و فى جبل حوريث « 3 » فى الواد المقدّس فى البقعة المباركة من جانب الطّور الأيمن من الشّجرة و فى ارض مصر بتسع ايات « 4 » بيّنات و يوم فرقت لبنى اسرائيل البحر و فى المنبجسات « 5 » الّتى صنعت بها العجآئب فى بحر سوف « 6 » و عقدت مآء البحر فى قلب الغمر كالحجارة و جاوزت ببنى اسرائيل البحر و تمّت كلمتك الحسنى عليهم بما صبروا و اورثتهم مشارق الأرض و مغاربها الّتى باركت فيها للعالمين و اغرقت فرعون
هامش
- گويند براى آنكه مردم در اين امنكه از گناه پاك مىشوند يا به واسطه آنكه عبّاد در اين مواضع تقديس و تنزيه خدا به جا مىآورند . ( 1 ) . مراد از غمائم نور آن ابرهاست كه در تيه روزها بر سر بنى اسرائيل سايه مىانداخت و مراد از عمود نار آتشى است كه شب‌ها روشنى از براى ايشان طالع مىگرديد و مراد از تابوت شهادت چنان‌كه از خط شهيد نقل شده آن صندوقى است كه الواح جواهر كه در آن كلمات ده‌گانه نوشته شده بود در آن صندوق بود و آن در زير صخرهء بيت المقدس است . ( 2 ) . طور سينا اسم كوهى است كه موسى عليه السّلام در آن كوه مناجات مىكرد و آن كوه در ما بين مصر و ايله است و بعضى گفته‌اند كه در فلسطين است و طور اسم آن كوه است و سينا و سنين نيز آمده اسم آن زمين است كه آن كوه در آنجا واقع شده است بنا بر اصح اقوال . ( 3 ) . جبل حوريث كوهى بود كه اول تكلّم حق تعالى با موسى عليه السّلام در آن كوه بوده . ( 4 ) . آيات تسع چنان‌كه نسبت به خط شهيد دهند به اين تفصيل است . دم و ضفادع و قمل و وحش و و با و جراد و برد و ظلمت هوا به حيثيتى كه ايستاده نمىتوانستن بنشيند و نشسته نمىتوانست برخيزد و موت بر ابكار و در تفسير آيات تسع اقوال ديگر نيز واقع شده است . هركه خواهد رجوع كند به حاشيهء مصباح كفعمى . ( 5 ) . منبجسات را بعضى در اين مقام تفسير كنند به چشمه‌هاى آب كه از سنگ روان شد در وقتىكه موسى عليه السّلام عصاى خود بر آن سنگ زد و اين معنا در اين مقام مناسب نيست چون اين واقعه در تيه سانح شده و آن را مناسبتى با بحر سوف نيست بلكه ظاهر آن است كه مراد از منبجسات آن شكاف‌هايى باشد كه در دريا پيدا شد از براى گذشتن بنى اسرائيل در وقتىكه موسى عصا را بر دريا زد . ( 6 ) . مراد از بحر سوف دريايى است كه براى گذشتن بنى اسرائيل شكافته شد گويند اسم آن قلزم است .