أبي ، عن عمير بن المتوكّل البلخيّ ، عن أبيه المتوكّل بن هارون ، قال : لقيت يحيى بن زيد بن عليّ عليهما السّلام « 1 » فذكر الحديث بتمامه إلى رؤيا النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم التي ذكرها جعفر بن محمّد عن آبائه صلوات اللّه عليهم .
اصل « نيّف » - به فتح نون و تشديد ياء يا به تخفيف آن - « نيوف » بوده است ، و او را به ياء قلب كردهاند و آن ، ميان هر دو عقد است از عقود ؛ مثل بيست و سى ؛ يعنى مقدار از زيادتى بر عقد اول ، كه به عقد دويم نرسد ؛ چون سه و چهار . و در اين مقام ، مراد از او چهار است ؛ به جهت آنكه چون يازده از هفتاد و پنج كم كنيم ، شصت و چهار مىماند .
و « نزيل » ممكن است كه به معنى مهمان باشد . و « رحبه » اسم شخصى باشد . و احتمال دارد كه آن شخص ، مالك بن طوق باشد ؛ چنانچه در قاموس « 2 » مذكور است . پس بنابراين ، ضمير در « في داره » راجع به « رحبه » خواهد بود ؛ يعنى مهمان رحبه در خانهء رحبه .
و ممكن است « 3 » كه « نزيل » به معنى نازل باشد و « رحبه » اسم موضعى باشد ؛ مثل ديهى در شام يا در يمامه ؛ چنانچه اهل لغت ذكر كردهاند . و ضمير « فى داره » در اين صورت ، راجع به محمد بن الحسن خواهد بود .
و بايد دانست كه در كتب مشهورهء رجال ، احوال هيچيك از محمد بن حسن « 4 » و محمد بن احمد و پدرش مذكور نيست و مجهول الحالند .
هامش
( 1 ) . نسخهء د : عليه السّلام .
( 2 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 209 .
( 3 ) . اين احتمال ، متعين است ؛ چنانكه در كتابهاى حديث متداول است .
( 4 ) . نسخهء ج : الحسن .