به سبب روايتى كه از ابن عباس نقل مىكنند . « 1 » و مؤيد اين قول ، آن است كه در بعضى از احاديث « 2 » وارد شده است كه چون هلال رمضان را در شهرى ببينيد ، از آن شهر بيرون مرويد تا آنكه شب بيست و سيم را در آن شهر دريابيد .
( بيان آنكه ليلة القدر بعد از فوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان امت خواهد بود و مخالفت ابن عباس در اين معنى )
و ديگر بدان كه از ابن عباس مروى است كه او را اين اعتقاد بوده است كه بعد از فوت حضرت رسول ( اللّه ) « 3 » صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شب قدر بر طرف شد و ديگر نخواهد بود . و حضرت امير المؤمنين ، على بن ابى طالب عليه السّلام او را از اين اعتقاد فاسد منع مىكرده است . و در كتاب حجت از كافى ، بعضى از احاديث نقل كرده است كه بر اين معنى دال است . « 4 » و از اين كلام شريف ، كه متوكل از امام جعفر عليه السّلام نقل نموده است ، نيز ظاهر مىشود بطلان آن مذهب فاسد كه به ابن عباس نسبت مىدهند .
ديگر بدان كه در مدت سلطنت بنى اميه لعنهم اللّه تعالى در عرض هزار [ ماه ] كم پنجاه ماه ، در اكثر بلاد و در مدت هزار ماه ، در بعضى بلاد ، به موجب اغوا و حكم بنى اميه ، حضرت امير المؤمنين ، على عليه السّلام را بر منابر سب مىنمودند تا آنكه عمر [ بن ] عبد العزيز آن را در بعض مواضع بر طرف نمود و به اين سبب و به سبب تسلط بنى اميه در مدت هزار ماه تخمينا ليلة القدر در رمضانهاى اين شهور مطلقا نبود و مفقود شده بود .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 787 ، همچنين ديگر اقوال و روايات ، در آن مذكور است .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 182 ، باب 3 من أبواب من يصح منه الصوم ، ح 6 .
( 3 ) . از نسخهء ج .
( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 247 ، ح 2 .