پدر ما آدم است عليه السّلام آفريده است كه خلق آن قبهها هرگز عصيان خداى تعالى نكردهاند در يك چشم بر هم زدن . و مكان ايشان در پشت مغرب ما است و زمين سفيدى است مملو از خلق ، كه به نور خداى تعالى روشنند ، نمىدانند كه خداى تعالى آدم را آفريده است يا نه ، و هميشه لعنت مىكنند ابا بكر و عمر را . « 1 »
( بيان آنچه ارسطو در اثولوجيا گفته است در مادهء آسمانها و زمينها بعد از اين آسمان و زمين )
و ارسطا طاليس در كتاب اثولوجيا نقل كرده است كه در عقب اين عالم ، آسمان و زمين ديگر و دريا و حيوانات و نباتات و آدميان هستند ، همه از جنس آسمان مخلوقند و هيچ چيز از جنس خاك و عناصر « 2 » مخلوق نيستند . و جماعت آدميان ، كه صاحب روحند در آنجا از يكديگر نفرت ندارند و ضد يكديگر نيستند ، بلكه راحت دارند از قرب با يكديگر . « 3 »
( شعر شيخ نظامى ، موافق مذهب ارسطو )
و ظاهرا شيخ نظامى اين مضمون را به اين دو بيت ادا كرده است :
تو پندارى كه عالم جز همين نيست * زمين و آسمانى غير از اين نيست
چو آن كرمى كه در گندم نهان است * زمين و آسمان او همان است
و « ربوبيت » به معنى پروردگار بودن و آفريدن است . و « بكر » به معنى اول هر چيز و كارى كه پيش از آن ، مثل آن كار نشده باشد ، آمده است ؛ چنانچه در
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 231 ، ح 300 - 301 ( مؤلف جمع بين دو روايت كرده است . در آخر حديث امام صادق عليه السّلام چنين است : « يبرؤون من فلان و فلان » ) .
( 2 ) . نسخهء ه : از جنس عناص و خاك .
( 3 ) . اثولوجيا ، ص 87 ( در دو چاپ از اين كتاب ، به افلوطين نسبت داده شده است ) .