مفعول مىآيد . و « فطره » به معنى خلق كردن است . و در اينجا مراد از او مخلوق است . پس به معنى اسم مفعول باشد . و از اين كلام ، چنين ظاهر مىشود كه پيش از اين آدم ، مخلوقى به صورت و شكل ، مثل او نبوده است .
( بيان روايتى كه از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه خداى تعالى صد هزار آدم آفريده است و آدم پدر ما ، آدم آخرى است )
و اين منافات ندارد با آنچه در بعضى كتب مشهوره ، از حضرت امام الثقلين ، امام محمد باقر عليه من الصلوات أزكاها و من التسليمات أنماها روايت كردهاند ؛ چنانچه فخر رازى در تفسير كبير از امام محمد باقر عليه السّلام نقل كرده ، به طايفهء شيعه ، اين روايت را نسبت داده است كه خداى تعالى صد هزار آدم را آفريده ، اين آدم ، جد اعلاى ما ، آدم آخرى است از آن صد هزار آدم ؛ « 1 » چه « 2 » شايد اين آدم آخرى ، در شكل و صورت و لون و مزاج و امثال آن ، با آدمهاى سابق موافق نبوده باشد يا ابتدائيت او اضافى باشد ، نه حقيقى .
( بيان حديثى كه از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام مروى است كه غير از اين قبهء آسمان ، سى و نه قبهء ديگر هست )
و در كتاب روضهء كافى ثقة الإسلام محمد بن يعقوب رازى كلينى طاب ثراه در حديث قباب ، دو روايت از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام نقل كرده است به اين مضمون كه حضرت حق سبحانه و تعالى سى و نه قبّه ، غير از اين قبّه ، كه قبّهء
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير ، ج 19 ، ص 179 ، در تفسير آيهء 26 سورهء الحجر ، ر . ك : توحيد صدوق ، ص 277 ، باب 38 ، ح 2 ؛ روح المعانى ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 283 - 284 آمده است .
( 2 ) . نسخهء د : چو .