باشد و از « مجانبة بدع » رفع ضرّ باشد .
و مراد از « هجران » ترك كردن است . و « سنن » جمع « سنّت » است ، يعنى طريقهء پيغمبر و سيرت او . به اين سبب ، سنّيان اسم خود را سنّى گذاشتهاند ؛ يعنى ما بر سنّت و طريقهء پيغمبريم ، با آنكه مدار ايشان بر بدعت است . و « بدع » جمع « بدعت » است ؛ يعنى آنكه زياد كنند در دين ، آنچه نبوده است داخل در او ؛ مثل آنكه نماز سنتى را با اذان و اقامه بگزارند . و مراد از « معروف » ، واجب است و از « منكر » ، حرام است . و مراد از « حياطه » حفظ است از جميع جوانب . و به اين سبب ، باغ را حائط مىگويند ؛ چه « 1 » ديوار باغ حفظ مىكند او را از آنكه ميوهء او را بخورند .
و « انتقاص » به صاد مهمله - چنانچه در نسخهء اصل است - به معنى كم كردن است و به ضاد معجمه - چنانچه در نسخهء ابن ادريس است - به معنى شكستن است . و « اذلال » به معنى خوار كردن است . و « ارشاد » به معنى راه راست نمودن است . و معنى « ضالّ » ، گمراه است . و معنى « إدراك » ، دريافتن و تدارك نمودن است . و « لهيف » به معنى مضطر و مظلوم است كه استغاثه مىكند و فريادرس مىخواهد . و مأخوذ است از « لهف » - به كسر هاء - يعنى حزن به هم رسانيد و متحير شد .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است كه خدايا ! صلوات بفرست بر محمد و آل او ، و حفظ كن ما را از جانب پيشهاى روى ما ، و از جانب پس سر ما ، و از جانب دستهاى راست ما ، و از جانب دستهاى چپ ما ، و از جميع جانبهاى ما و
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : چون .