« مكتفون » است ، به معنى شخصى است كه منع كند ديگرى را از ظلم و جور و امثال آن . و چون در نسخهء اصل ، « يعطي » به كسر طاء است و « معطون » به ضم طاء است و « معطون » به ضم طاء ، جمع « معطى » ، اسم فاعل است ، معنى كلام ، اين مىشود كه بخشندهها « 1 » آنچه مىبخشند ، از فضل بخشش تو است . و بنا بر نسخهء ابن ادريس ، چون طاء در هر دو موضع ، مفتوح است و « معطون » اسم مفعول است ، معنى كلام « 2 » اين است كه بخشيده مىشوند جماعتى كه ايشان بخشنده مىشوند « 3 » از فضل بخشش تو .
و « اهتداء » راه راست يافتن است . و « اهداء » راه راست نمودن است .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس معنى اين كلام شريف ، آن است : « 4 » بهدرستى كه اگر كسى را تو نگاهدارى ، او سالم خواهد بود ، و اگر كسى تو او را هدايت كنى ، او علم دارد ، و اگر كسى تو او را نزديك سازى به خود و قرب الهى به هم رساند ، او نفع خواهد برد بىمشقتى .
خدايا ! صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و دفع كن از ما تندى و تيزى حادثههاى روزگار ، و شر شكارها و دامهاى شيطان ، و تلخى و تندى و صولت پادشاه . خدايا ! دفع نمىكنند « 5 » ظلم و جور را آن جماعتى كه دفع مىكنند ظلم و جور را ، مگر به قوّتى كه تو به ايشان دادهاى . پس صلوات بر محمد و آل محمد بفرست ، و تو دفع كن ظلم و جور را از ما ، بىآنكه به ديگرى متوسل شويم . و
هامش
( 1 ) . نسخهء د : بخشندگان .
( 2 ) . نسخهء ب ، د : اين كلام . در نسخهء ب روى كلمهء « اين » خط زده شده است .
( 3 ) . در حاشيهء نسخهء د ، بعد از « مىشوند » ، « از ديگران » با علامت « صح » استدراك شده است .
( 4 ) . نسخهء ه : آن است كه .
( 5 ) . نسخهء ب : نمىكند .