بخشش تو ، و دلگير و غمناك نشويم از هيچكس ، با احسان و كرم تو . خدايا ! صلوات بر محمد و آل محمد بفرست ، و مكر كن از براى نفع ما و مكر مكن به جهت مضرت ما ، و حيله و خدعه كن به جهت نفع ما و حيله مكن به ما ، كه از ما چيزى كه نافع باشد ، بيرون رود ، و دولت و غلبهء دشمن ما را رفع كن ، به جهت نفع ما ، و رفع غلبه و دولت از ما مكن . خدايا ! صلوات بفرست بر محمد و آل محمد و نگاهدار ما را از عذاب تو ، و حفظ كن ما را به سبب تو ، و راه راست بنما ما را به سوى تو ، و دور مكن ما را از رحمت تو .
و بايد دانست كه چون واهب ، اعم است از وهّاب ، پس نفع احتياج از واهب ، لازم دارد نفع احتياج از وهّاب را ، دون العكس . پس به ظاهر ، نسخهء كفعمى ، اولى است از نسخهء مشهوره ، مگر بگوييم كه به كنايه ، رفع احتياج از وهّاب كثيرالهبه لازم دارد رفع احتياج را از واهب قليلالهبه به طريق أولى . و كنايه ابلغ است از صريح . و آن دو فقرهء « حتى لا نرغب » و « لا نستوحش » با آن دو فقرهء « اللّهم أغننا » و « اكفنا » لف و نشر مرتبند ، كما لا يخفى .
[ قوله : « إنّ من تقه يسلم . . . فصلّ على محمد و آله ، و اهدنا » ]
إنّ من تقه يسلم ، و من تهده يعلم ، و من تقرّبه إليك يغنم . اللّهمّ صلّ على محمّد و آله ، و اكفنا حدّ نوائب الزمان ، و شرّ مصائد الشيطان ، و مرارة صولة السلطان . اللّهمّ إنّما يكتفي المكتفون بفضل قوّتك ، فصلّ على محمّد و آله ، و اكفنا . و إنّما يعطي المعطون من فضل جدتك ، فصلّ على محمّد و آله ، و أعطنا .
و إنّما يهتدي المهتدون بنور وجهك ، فصلّ على محمد و آله ، و اهدنا
در نسخهء ابن ادريس چنين مذكور است : « إنّ من تقيه يسلم ، ( و ) « 1 » من تهديه يعلم ، و من تقرّبه إليك يغنم » به اثبات ياء مثناة در تحت ، در « تقيه » و « تهديه » و ضم
هامش
( 1 ) . از نسخهء ه .