بخشش نمىكنند بخشندهها ، مگر از زيادتى تو . پس صلوات بر محمد و آل او بفرست ، و تو بخشش كن بىآنكه به ديگرى متوسل شويم . و راه راست نمىيابند جماعتى كه به راه راست مىروند ، مگر به نور تو ، كه احاطه به عالم بالتمام كرده است - كه آن را حكما نور وجود شهودى مىگويند . پس ( صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و ) « 1 » تو ما را راه راست نماى ، « 2 » بىآنكه متوسل به ديگرى شويم .
[ قوله : « اللّهمّ إنّك من و اليت . . . و اسلك بنا سبيل الحقّ بارشادك » ]
اللّهمّ إنّك من واليت لم يضرره خذلان الخاذلين ، و من أعطيت لم ينقصه منع المانعين ، و من هديت لم يغوه « 3 » إضلال المضلّين ، فصلّ على محمّد و آله ، و امنعنا بعزّك من عبادك ، و أغننا عن غيرك بإرفادك ، و اسلك بنا سبيل « 4 » الحقّ بارشادك
« مولاة » دوست داشتن است . و « خذلان » خوار كردن است . و مراد از « مانعين » جماعت بخيلانند ، كه منع مىكنند خلق را از انتفاع . و « إغواء » ( مصدر « لم يغوه » به ضم ياء ) « 5 » و « غوايه » مصدر « لم يغوه » ( به فتح ياء ) « 6 » - چنانچه در نسخهء ابن ادريس است - به معنى گمراه كردن است . و « إضلال » نيز به معنى گمراه كردن است . و « امنعنا » مشتق است از « منعه » به فتح ميم و نون يا به سكون نون . در قاموس مىگويد : « و هو في عزّ و منعة محرّكة و يسكّن ، أي معه من يمنعه من عشيرته » . « 7 » پس معنى « منعه » عزت باشد و معنى « و امنعنا » آن است كه ما را منيع و صاحب عزت كن به عزت تو در ميان بندگان تو . و بر مردم صاحب عزت ، كه منيع اطلاق مىكنند ، به
هامش
( 1 ) . از حاشيهء نسخهء د ، كه با علامت « صح » استدراك شده است .
( 2 ) . نسخهء ب ، ه : نمايى .
( 3 ) . حاشيهء نسخهء د : لم يغوه ( خ س ) .
( 4 ) . نسخهء ه : سبل .
( 5 و 6 ) . از حاشيهء نسخهء د ، با علامت « صح » .
( 7 ) . القاموس المحيط ، ج 3 ، ص 122 .