( بيان معنى قبيله )
و « قبائل » جمع « قبيله » است . و قبيله در اصل لغت ، به معنى يكپارچه از استخوانهاى سر آدمى است كه مجموع هفت استخوان است . و الحال هر طايفه از عرب را كه فرزندان يك پدر باشند ، قبيله مىگويند . و به اين سبب ، « قبايل عرب » مىگويند . گويا قبيلههاى عرب را به استخوانهاى سر آدمى تشبيه كردهاند به آن سبب كه طايفهء عرب ، به منزلهء سر نوع آدمى است و طوايف ديگر ، به منزلهء باقى اعضايند . پس هر قبيلهاى از عرب ، به منزلهء يكپارچه از استخوان سر نوع انسان است .
و « إغناء » به معنى بىنياز ساختن است . و سابقا معنى تقديس را مذكور ساختيم « 1 » . و « اسكان » به معنى ساكن ساختن است . و « اطباق » جمع « طبق » است ؛ يعنى چيزى كه بپوشاند ديگرى را . پس هر آسمانى طبقى باشد . و به اين سبب ، « طبقات آسمان » مىگويند .
( خلاصه معنى كلام امام عليه السّلام )
پس خلاصهء معنى اين كلام شريف ، آنكه پس صلوات بفرست خدايا ! بر آن ملائكهاى كه پيشتر مذكور شد ، و بر آن ملائكهء روحانى كه مجردند و جسمانى نيستند ، و بر ملائكهاى كه مقرّبند نزد تو ، و بر آن ملائكهاى كه علم غيب و وحى را به پيغمبران تو مىآورند ، و بر آن ملائكهاى كه ايشان را امين ساختهاى كه وحى تو را برسانند به پيغمبران ، و بر جميع طايفهها و قبيلههاى مختلف ملائكه ، كه به جهت خدمت و امر خود مخصوص ساختهاى و ايشان را از طعام و آب « 2 » مستغنى و بىنياز ساختهاى ، به سبب تقديس و تنزيه ذات مقدس تو ، كه از صفات نقص ،
هامش
( 1 ) . در ص 144 و در شرح دعاى اول در ص 89 .
( 2 ) . نسخهء د : شراب .