و در كيفيت صلات ، همين كافى است كه بگويند : « اللّهم صلّ على محمّد » ؛ اما افضل و اولى آن است ( كه ) « 1 » « و آل محمّد » را اضافه نمايند . و آنچه در بعضى روايات وارد شده است كه صلات را به اين عبارت ادا نمايند كه « اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد كما صلّيت على إبراهيم و آل إبراهيم ، و بارك على محمّد و آل محمد كما باركت على إبراهيم و آل إبراهيم إنّك حميد مجيد » مراد آن است كه اين ، افضل عباراتى است كه صلات را به آن ، ادا نمايند .
( وجه آنكه در تشهد نماز ، ابن بابويه صلوات بر پيغمبر ، مذكور نساخته است )
و در اين مقام ، اشكالى است عظيم كه ابن بابويه با آنكه صلات بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در هر ذكرى واجب مىداند ، در تشهد نماز ، صلات بر پيغمبر را مطلقا مذكور نساخته است ؛ « 2 » چنانچه در بعضى ( از ) « 3 » احاديث صحيحه « 4 » نيز صلات در تشهد ، مذكور نيست . و باقى فقهاى ما ، كه صلات را در هر ذكرى واجب نمىدانند ، صلات را در تشهد ذكر كردهاند .
و ظاهرا جواب اين اشكال ، آن است كه به مجرّد آنكه صلات ، در تشهد داخل نباشد ، لازم نمىآيد كه در نماز داخل نباشد . پس منافات ندارد به آنكه بعد از تشهد ، صلات واجب باشد و جزء نماز باشد ، نه جزء تشهّد . يا آنكه ممكن است كه چون در شهادت دويم ، اسم پيغمبر مذكور مىشود ، صلات بر پيغمبر ، اگرچه جزو نماز نيست ، اما واجب باشد بنا بر ذكر اسم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . پس
هامش
( 1 ) . از نسخهء ج ، ه .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 209 ، باب وصف الصلاة ، ذيل ح 209 ؛ المقنعة ، ص 95 .
( 3 ) . از نسخهء ج .
( 4 ) . وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 396 - 397 ، باب 4 از ابواب التشهد ، ح 1 و 4 .