هفتم به ترتيب گفتن به مقدّم داشتن اللّه اكبر . هشتم چنان بلند گفتن كه اقلا خود بشنود .
نهم حرفهاى آن را از مخرج خود بيرون آوردن ، مثل تسبيحات و اذكار ديگر . دهم همزهء اللّه را قطعى دانستن و به وصل قطع نكردن . يازدهم همزهء اكبر را چنين دانستن .
[ قرائت ]
سوّم از مقارنات قرائت بود ، و در آن شانزده چيز واجب بود : اوّل خواندن الحمد و سوره در نماز دو ركعتى ، و در دو ركعت اوّل از غير آن . دوّم رعايت كردن حركات و سكنات و تشديدات آن بر وجهى كه منقول است به تواتر . سوّم رعايت كردن ترتيب كلمات و آيات آن بر آن وجه . چهارم نگاه داشتن وقف در آخر كلمات آنچنانكه از نظم خود نيفتد . پنجم پىدرپى گفتن كلمات آن . ششم بلند خواندن مرد دو ركعت اوّل عشاء و مغرب ، و آهسته خواندن در غير آن . هفتم مقدّم داشتن الحمد بر سوره .
هشتم بسم اللّه در اوّل الحمد و سوره گفتن . نهم يك سوره تنها خواندن . دهم تمام خواندن الحمد و سوره . يازدهم آنكه سورهء سجده نباشد . و بايد چندان دراز نباشد كه به خواندن آن وقت نماز فوت بشود . دوازدهم بسم اللّه به قصد سورهء معيّن گفتن بعد از الحمد . سيزدهم از سوره به سورهاى انتقال نكردن هرگاه از نصف آن تجاوز كرده باشد مگر قل هو اللّه ، و قل يا ايها الكافرون كه از آنها مطلقا عدول نتوان كرد مگر به سورهء جمعه و سورهء منافقين . چهاردهم بيرون آوردن هر حرفى از مخرج خود . پانزدهم به عربى خواندن آن . شانزدهم ترك « آمين » گفتن كردن در آخر الحمد مگر به قصد تقيّه .
[ قيام ]
چهارم از مقارنات نماز قيام و ايستادن است . و در آن چهار چيز واجب بود : اوّل قد راست كردن . و دوّم خودبخود ايستادن . سوّم يك جا ايستادن و حركت نكردن .
چهارم قدمها را با يكديگر نزديك نهادن .
[ ركوع ]
پنجم از مقارنات نماز ركوع است . و در آن نه چيز واجب بود : اوّل كج شدن تا به حدّى كه كف دستها به زانو برسد . دوّم ذكر « سبحان ربّى العظيم و بحمده ، » يا « سبحان اللّه » سه بار ، و اگر مضطر بود يكبار نيز كافى باشد . سوم به عربى گفتن آن .
چهارم پىدرپى گفتن آن . پنجم آرام گرفتن در آن به قدر ذكر . ششم چنان گويد كه اقلّا خود بشنود . هفتم سر برداشتن از ركوع . هشتم آرام گرفتن در سر برداشتن آن قدر كه نام سكون بر آن توان كرد . نهم دراز نكشيدن آن و چنان نكردن كه از حدّ نماز