تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
استحاضه ، ششم دست ساويدن به ميّت سرد شده ، هفتم مردن . و واجبات غسل دوازده بود : اوّل نيّت مقارن شستن جزوى از بدن هرگاه كه غسل ترتيبى بود ، و مقارن همهء بدن اگر ارتماسى بود مدام در حكم نيّت بودن تا آخر شدن آن . و نيّت چنين كند كه غسل مىكنم جهت مباح بودن نماز براى آنكه واجب است تقرّب به خدا . دوّم شستن سر و گردن و آنچه ظاهر است از دو گوش و تخليل كردن موى كه مانع رسيدن آب بود . سوّم جانب راست را شستن . چهارم طرف چپ را شستن و پس و پيش را با هر يكى از اين دو جانب كه خواهد بشويد . پنجم تخليل آنچه مانع رسيدن آب بود به بشره . ششم عدم درآمدن حدثى در اثناى غسل . هفتم خودبخود غسل كردن هرگاه كه قادر باشد . هشتم ترتيب نگاه داشتن چنان كه مذكور شد ، و پىدرپى شستن در اينجا واجب نبود . نهم پاك و پاك‌كنندگى آب آن و طهارت محلّ آن . دهم مباح بودن آب . يازدهم جارى گردانيدن آن در بشره . دوازدهم مباح بودن مكان او . و واجبات تيمّم نيز دوازده چيز بود : اوّل نيّت و بايد كه آن را مقارن دارند با زدن دست بر زمين و مدام در حكم آن باشند تا آخر شود . و نيّت آن چنين كند كه تيمّم مىكنم بدل از غسل يا بدل از وضو جهت مباح بودن نماز براى آنكه واجب است تقرّب به خدا . دوّم زدن شكم هر دودست بر زمين با قدرت . سوم با كف هر دودست مسح پيشانى كردن از رستنگاه مو تا به بلندى بينى بكشند بهتر بود . چهارم مسح پشت دست راست كردن با شكم دست چپ . پنجم مسح پشت دست چپ با شكم دست راست كردن . ششم كندن آنچه حايل بود ، مانند انگشترى . هفتم ترتيب نگاه داشتن ، چنان كه گفتيم . هشتم پىدرپى بجا آوردن . نهم پاك بودن خاك ، و بر سنگ هم جائز بود . دهم مباح بودن آن . يازدهم مباح بودن مكان . دوازدهم خالص بودن خاك به حيثيّتى كه نام خاك به تنهايى به آن اطلاق توان كرد . و با يك تيمّم كه نشكسته است ، مثل وضو ، چند نماز توان كرد .

[ مقدّمهء دوم : از مقدّمات نماز زائل كردن نجاسات است از جامه و بدن ، و آن ده است . ]

اوّل : بول . دوّم غايط . امّا اين هر دو از هر حيوانى كه گوشت او را نخورند . سوم منى .