شك در آخرين ، يازدهم جنابت .
واجبات وضو دوازده چيز بود : اوّل نيت ، و آن را مقارن بايد داشت به ابتداء شستن ، و چنين بايد گفت كه : وضو مىسازم جهت مباح بودن نماز براى آنكه واجب است قربة إلى اللّه ، و واجب باشد مدام در حكم نيّت بودن تا فارغ شدن .
دوّم شستن رو بود از رستنگاه موى سر تا سر زنخدان به درازى و به پهناى [ رو ] به قدر دايره كه از دوران انگشت مهين و ميانين به هم رسد . و واجب باشد كه موى تنك را كه بيخ آن بنمايد تخليل نمايد تا آب به بيخ آن برسد .
سوّم شستن دستها بود از مرفق گرفته ، چنان كه مرفق هم داخل شود ، تا سر انگشتان ، و واجب بود تخليل مانع رسيدن آب كردن ، مثل انگشترى و مو ، و ابتدا شستن به دست راست بايد كرد .
چهارم مسح پوست يا موى پيش سر كردن به ترى آب وضو اگرچه به يك انگشت و برعكس باشد .
پنجم مسح پوست پاىها از سرانگشتان تا به بيخ ساق با ترى آب وضو آنقدر كه نام مسح بر وى افتد . و واجب است ابتدا به پاى راست كردن و برعكس جائز نبود .
ششم ترتيب ، چنان كه دانستى .
هفتم پىدرپى شستن ، چنان كه در وقت شستن عضو دوّم عضو اوّل خشك نشده باشد مگر در جايى كه آب كم بود ، يا هوا گرم ، و مثل آن .
هشتم خودبخود وضو ساختن مگر آنكه عذرى باشد مانع آن .
نهم پاك و پاككننده بودن آب است و پاك بودن اعضاى وضو .
دهم مباح بودن آب مگر آنكه جاهل به مغصوب بودن آن باشد ، در اين صورت وضو باطل نخواهد بود .
يازدهم جارى گردانيدن آب بود در اعضاى وضو .
دوازدهم مباح بودن مكان بود ، مگر آنكه جاهل بود بدان يا مضطر بود در آن .
و واجبكنندهء غسل هفت چيز بود : اوّل غايب شدن حشفه در قبل يا در دبر آدمى ، دوّم انزال منى ، سوّم حيض ديدن ، چهارم آمدن نفاس ، پنجم آمدن
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٤٤