تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
سنگ بيندازد ؛ و روز عيد قربان را ذبح كند اگر گاو يا گوسفند باشد و نحر اگر شتر بود . در حديث آمده است كه هرگاه بر شخصى حج واجب شود و وى با آنكه مانع شرعى نداشته باشد به حج نرود در وقت مردن مسلمان نخواهد مرد ، بلكه جهود خواهد مرد يا ارمنى . و مروى است كه حج گزاريد و عمره بجاى آريد تا بدنهاى شما را صحّت روزى شود و روزىهاى شما وسعت يابد و مئونت عيال شما را كفايت كند . و مروى است كه يك حج به‌جا آوردن فاضل‌تر بود از هفتاد بنده آزاد كردن ، و هيچ‌چيز به حج برابرى نمىكند ، و هرآينه يك درهم كه در طريق حج صرف شود ثواب بيشتر دارد از هزار درهم كه در غير حج كه در راه خدا صرف كنند . و قائليم به واجب بودن جهاد با كافران حربى از اهل كتاب و غير ايشان با شرط چند كه مقرّر است در ميانهء علماى ما . و قائليم به حرام بودن ربا و رشوت و قمار و ريش تراشيدن و خوردن ماهى كه فلس نداشته باشد . و پيغمبر گفت كه يك درهم از ربا برابرى كند با هفتاد بار زنا كردن با مادر خود . و گفت صلى اللّه كه چهار كس به لعنت خدا گرفتار شوند : اوّل دهنده ، دوّم گيرنده ، سوم نويسنده ، چهارم گواه‌شونده . و در حديث ديگر آمده است كه هركه بشنود و بر آن راضى شود هم ملعون بود . و گفت : حق‌تعالى لعنت كرده است رشوت‌گيرنده و رشوت‌دهنده و ميان هر دو سعىكننده را . مروى است كه سحر كردن هوا را تيره كند . و مروى است كه داخل نشوند فرشتگان در خانه‌اى كه در آن شراب يا دفّ و طنبور يا نرد يا شطرنج باشد . و مروى است كه ريش تراشيدن نشان اهل دوزخ باشد . و اعتقاد ما آن است كه ناچار است از نام خدا بردن نزد انداختن تير بر صيد و به درستى كه هركه آن را ترك كند آن صيد وى مردار و حرام بود مگر آنكه از روى سهو باشد و بايد نام خدا بردن در آن وقت كه سگى شكارى را به شكار رها كند . و شرط آنست كه آن سگ معلّم باشد - يعنى چون صاحبش امر كند برود و چون نهى كند نرود - و بايد كه رهاكنندهء آن سگ مسلمان باشد ، اگر كافر باشد آن صيد حلال نباشد اگرچه نام خدا برده باشد . و صيدى كه سگ غير معلّم يا غير آن از سباع و طيور