و الحمد للّه على أنّك لست كذلك ، بل أنت مصفّى العقل و منوّر القلب ، و السّلام عليكم .
صحيفهء ( سى و چهارم ) به يكى از اهل ارشاد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
من عبد اللّه الحقير الفقير ادهم العزلتى المفوّض أمر إلى اللّه الكبير ، إلى خليلى الجميل عبد الجليل ، هداه اللّه إلى سواء السّبيل .
اى برادر تمام ، بعد از سلام ، اعلام آنكه مرائى در حقيقت مشرك بود و مخلص از ورود ردّ و قبول خلق شاد و ملول نشود ، از آنكه آدمى به مثابهء تحفهاى است كه براى سلطان مملكت امكان مىبرد ، اگر فردا آنجا مطبوع و معقول وى افتاد از شكست و ذمّ همراهان وى را چه نقصان و اگر مطرود و مردود وى شد امروز اينجا از مدح و تعريف ياران وى را كدام فايده و چه حاصل ، نظم :
يكى را كه خالق نمايد پسند * ز ردّ خلايق نبيند گزند
وگر آنكه وى ردّ كند بنده را * كه برداشت يا رد وى افكنده را
سواى خدا هر هست ممكن الوجود است ، در اصل وجود و توابع آن محتاج به واجب تعالى . پس از كجا اميد به كسى توان بست ، و از كسى چرا بيم بايد كشيد .
شخصى را كه خوف الهى بر دل مستولى بود جاى گنجايى ترس ديگران نبود و جميع اشياء از وى ترسند و الّا كار بر او عكس شود . كما قال النبى ، ص ، : « من خاف اللّه أخاف اللّه منه كلّ شيء ، و من لم يخف اللّه خوّفه اللّه من كلّ شيء » .
اگر دنيا خواهى رحمن خداست و اگر آخرت خواهى رحيم هم اوست ، نه رزق تو در دست ديگران است و نه عمر و نه ايمان و نه صلاح و نه عزّت و نه ذلّت .
باوجود اين مقدّمات سايهء التفات به تملّقات و لاطائلات مردم انداختن و از قادر كريم به عاجز لئيم پرداختن جز از ابلهان و احمقان صدور نيابد . مسبّب الاسباب را گذاشتن و از مفتّح الابواب گذشتن و روى كديه به سوى بدخوى چند نهادن ما حصل دارين خود را به باد دادن است ، و اين كار از هيچ ديوانه و نادانى به فعل نيايد .
آنچه بايد ز حق طلب اى دوست * كه جز اين ره خطا بود اى دوست