تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
شود ، پس مادر در محبّت وى كأنّ كه مجبور و مضطر باشد . سوم ، آنكه مادر استقلال و حرمت خود را نزد شوهر و عزّت خود را در خانه با وجود وى بيشتر از آن يابد كه بىوى و در اكثر اوقات به واسطهء مشغولى به وى ظلمت وحشت و تنهايى و دلگيرى از خود دور كند ، و از اشتغال به نوازش و ستايش او خوش‌دل و خوشوقت شود ، و اين موجب طغيان دوستى و هيجان خواهش مىگردد . چهارم ، آنكه هريك از حواس و اعضاى وى را جز وى از جوارح و قواى خود شمرد و لقاى وى را بقاى خود داند و سرافرازى خود را در آن گمان برد و روز درماندگى و بيچارگى وى را ممدّ و معين خود شمرد ، چگونه‌اش نخواهد اگرچه در اين خصوص پدر نيز با وى نيز بود . پنجم ، آنكه نطفهء پدر از ظهر آيد و منىّ مادر از صدر و قلب ، كه محلّ محبّت بود ، محبّت صدر اقرب از آن باشد كه به ظهر . ششم ، آنكه خون كه عرش سلطان خلّت و تخت پادشاه محبّت است در بدن فرزند از مادر است . پس گويا كه وى عين مهر و محض دوستى مادر بود ، چنان‌كه در حديث نبوى ، ص ، آمده است كه : « خلق اللّه تعالى الإنسان من أربعة عشر أشياء ، أربعة منها من الأب و أربعة من الأمّ من خزائن اللّه . فأمّا الأربعة التى من الأب الجلد و العظم و العصب و العروق ، و الأربعة من الأمّ اللّحم و الدّم و الشّحم و الشّعر . و أمّا السّبعة الّتى من خزائن اللّه تعالى السّمع و البصر و الشّمّ و الذّوق و اللّمس و الرّوح . هفتم : آنكه افراط محبّت و خلّت با غير حضرت عزّت از جهل و نقصان عقل خيزد و جهل و نقصان عقل با زنان بيش از مردان باشد . عزيز من ، مدار ابناى روزگار همه برعكس باشد ، بنين و بنات را بايد كه اعزاز و احترام آباء و امّهات كنند ، از آنكه اينان اسباب قريب‌اند در ايجاد و ايشان وسايط و حمول نعماى و آلاى خداىاند بديشان . پس والدين و والدات بايد كه خود را و اولاد را به عبادت و طاعت درآرند ، و به دوستى و ترس حضرت الهى دلالت كنند ، اگر چنانچه تكاهل ورزند و تجاهل نمايند و بهم پردازند ، از جناب وى ، جلّ جلاله ، دور مانند ، و خانهء دل را ، كه خزانهء اسرار و كاشانهء انوار پروردگار است ، خراب