تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
آن‌چنان است كه شما مىگوييد . زهى غافل جاهل ، كه از كريمهء :
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
متنبّه نشود ، و از مجيدهء :
« أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ »
متأدّب نگرديده به شغل بىما حصل اين سراى عاجل مهمل پردازد . فافهم و لا تغفل ، و اليوم اعمل لغدك من قبل أن يخرج الأمر من يدك ، و السّلام .

صحيفهء ( بيست و يكم ) مكتوب به يكى از اعزّه [ محبت مادر به فرزند بيشتر از محبت پدر ]

من عبد اللّه الفقير ادهم الحقير إلى الأخ الشهير بمولانا امير ، عصمه اللّه تعالى عن الذنب الكبير و الصّغير . اعزّا ، در صحيفهء و داد و رقعهء اتّحاد ، كه مبلغ و مرسل و متحف و مهدى داشته بودند ، سؤال رفته بود از وجه اغلبيّت محبّت مادر از پدر نسبت به فرزند . جواب آنكه از چند وجه توان گفت : يكى آنكه حفظ نظام توالد و تناسل موقوف بر زن است ، زيرا كه طفل را در زمان خوردى و عجز حاجت به مربّيه بيش از مربّى است ، و اكثر خدمات وى از مقولهء آن است كه مرد بدان رغبت نتواند نمود و مصدر آن نتواند شد و آداب آن را نداند و از وى نيايد و مناسب حال وى نبود و اگرچه مشتاق آن بسيار بود ، و جميع آنها نظر به زن انسب بود ، خصوصا كه مجراى غذا و قوت و مخزن رزق و روزى كه منشأ استراحت قوّت و باعث حيات و ثبات وى بود و بدان از ساير ما يحتاج احوج باشد با وى بود ، بنابراين غايت اشفاق و نهايت مهربانى بايد تا ارتكاب آن بر وى شاقّ نيايد و تقصير در التفات واقع نشود ، و كريمهء
« وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً »
بر اين حكمت اشعار بود . دوم ، آنكه از آن زمان كه نطفه در رحم قرار گرفت تا آن زمان كه به حدّ بلوغ رسد ، فرزند همه جا انس و الفت با وى دارد و او را سبب وجود خود يابد و در هر كارى توجّه و زارى به وى نمايد ، و وى را از پدر غم‌خوارتر و در كارتر بيند و دوست‌تر از وى دارد ، و « القلب يهوي إلى القلب » و اين همه باعث ازدياد محبّت و دوستى