و ليس الخبر كالمعاينة . و چندانكه احاديث و آيات و آثار و روايات در مذمّت مال دنيا وارد و نازل است بيش از آن در تعريف علم و فضل منزل و واقع است . و در مذهب اكثر فقها تعلّم افضل از همهء جهاد و غزا باشد . و همين حديث در فضيلت آن كافى است كه : « طلب العلم مفترض على كلّ مسلم و مسلمة » . دانش يقينى دينى حالى است كه بدان حلال از حرام و مأمور از منهى و نيك از بد ممتاز و جدا شود .
و هر علمى كه تعلّق به دين و آخرت ندارد ، فضله بودنى فضل و جامع آن فضول بود نه فاضل و از جهّال بود نه عالم ، و سعى در تعلّم آن تضييع عمر و رنج بىفايده باشد .
مثل علم طبّ كه موضع آن بدن انسان بود و معلوم آن تفتيش احوال و تشخيص عوارض آن باشد از صحّت و مرض و استقامت مزاح و انحراف چندان نبود ، زيرا كه تن در اين جهان بماند و سقم و بيمارى آن در آن جهان عارض روح باشد .
و همچنين علم هندسه كه موضوع و معلوم آن مقدار و كميّت و كيفيّت و ساير عارضات آن است ، چه در عالم ملكوت كه جايگاه روح است مقدار نبود ، و طول و عرض و عمق يافت نشود و مثلّث و مخمّس و مسدّس نباشد .
و كذلك علم حساب ، زيرا كه در آن بحث از عدد و ضرب و قسمت آن و جزر و أصمّ و جبر و مقابله و ما يناسبها كنند ، و در سراى عقبى كه يوم الحساب و المعاد و مآب جملهء اوّلين و آخرين است حساب به حساب نبود و عدد مدد نشود .
و از اين مذكورات و مصطلحات نپرسند ، و قس على ذلك البواقى من العلوم ، كالنجوم و غيره من أقسام الحكمة ، فضلا عمّا سواها ، مگر آنكه فرصت زيادتى در اوقات دست دهد ، به قصد ازدياد معرفت و امداد فطنت و قوّت فكرت و چالاكى در معالم دينى و معارف يقينى خوانده شود كه خالى از نفعى نخواهد بود ، على ما قيل : « من لم يعرف الهيئة و التّشريح فهو عنّين فى معرفة اللّه تعالى » .
و ليكن منفعت تزكيهء نفس و تصفيهء دل در هر باب بيش از اين علومى بود كه به اكتساب حاصل آيد ، و طالب علم را متّقى و متورّع و متواضع و عالىهمّت و متوكّل بايد بود . راه رو گر صد هزار [ علم ] دارد توكّل بايدش . و معلّم اعلم اعمل اصلح بايد جست و با وى چون بندگان با خداوندان با ادب و حرمت سلوك بايد كرد كه : « من
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 644
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٦٤٤