كرامت و نوازش نامهء رأفت و خلعت سلام و درود مخلّع ساخت و كمر رحمت بر ميان ايشان بست و دل توانگران را بدين تحبّب و ذكر رحمت نسبت به درويشان اشارت است بدانكه توانگران از رحمت خاصّى كه ايشان راست بىنصيباند ، و آنكه ايشان از متاع دنيا بىبهرهاند از غايت بزرگى ايشان و نهايت خوارى دنياست ، كه متاع حقير را براى بزرگان نتوان فرستاد و زهر را پيش عزيزان نتوان نهاد . و اين هر دو به خواران و دشمنان سزاوارترند . بيت :
با فاقه و فقر همنشينم كردى * بىخويش و تبار و بىقرينم كردى
اين مرتبهء مقرّبان در توست * آيا به چه خدمت اينچنينم كردى
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » .
( جمعه ، 4 ) هرچه خواهد كند و هركه را خواهد نوازد و هركه را خواهد گذارد كه مالك الملك است ، چه توان گفت .
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »
( آل عمران ، 26 ) .
عزيزى و خوارى تو بخشى و بس * عزيز تو خوارى نبيند ز كس
عجب حالتى است كه يتيمى كه در خانهء فرعون پرورده شود موسى كليم گردد و يتيمى كه در سراى على ولى تربيت يابد ابن ملجم لئيم گردد ، موسى به در فرعون مىرود ، و ابراهيم از پى نمرود مىدود ، و شيطان در غار برصيصا سجّادهء اغوا در مىاندازد ، و دواسبه از عقب بلعم با عورا مىتازد ، و ابو جهل به گفتار محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله ، خود بدر آيد ، آنچه عصاى موسى تحصيل آن كرده بود گوسالهء سامرى همه را بر هم زند ، سلمان فارسى جوياى محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و محمد ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، جوياى ابو لهب ، اويس قرنى ناديده بديده ، و وليد بن مغيره بديده ناديده .
( 4 )
« ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ ، وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »
( فاطره ، 2 ) .
يعنى : كه تواند بست در رحمتى را كه حقتعالى به روى كسى بگشايد و كه تواند گشود در رحمتى را كه وى به روى كسى دربندد ، و اوست غالب و راست كردار ، هرچه كند محض خير است و به هرچه خواهد كند دانا و تواناست و مطّلع است بر احوال بندگان ،