روضهء چهارم در ذكر آيات مخبر از فضل فقر و ترك دنيا
از بزرگى فقر و فضيلت فقر نزد خدا در تفاسير معتبره مذكور است كه صنا ديد و توانگران قريش به سيّد كائنات ، عليه افضل الصّلوات و أكمل التحيّات ، گفتند كه :
همواره در مجلس تو درويشان و غلامان مىباشند ، چون صهيب و مقداد و ابن مسعود و بلال و عمّار و ابو ذر و سلمان و مانند ايشان ، و ما را عار است از آنكه با ايشان در يك مجلس بنشينيم ، اگر چنانچه ايشان را از مجلس خود دور كنى ما با تو نشست و برخاست كنيم . و سخنان در باب دين و قرآن بگوييم و بشنويم .
خواجهء عالم و فخر اولاد آدم ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فرمود كه : من فقرا و مساكين را از مجلس خود دور نتوانم كردن .
گفتند : پس به وقت حضور ما ايشان را رخصت ده تا بيرون روند و در غيبت ما بازآيند ، شايد كه ما منقاد و مطيع تو گرديم و به تو بگرويم .
يكى از صحابه گفت : يا رسول اللّه ، اگر از براى مصلحت چند روزى درويشان با مسلمانان اين طبقه مدارايى كنند تا ببينيم كار ايشان به كجا مىكشد چه شود .
خاتم المرسلين بدين معنى راضى شد يا توقّفى در اين باب نمود يا منتظر وى بود ؛ و به حضرت امير المؤمنين ، عليه السلام ، تكليف نوشتن اين صورت كردند . كه جبرئيل امين حسبالامر ملك مبين از آسمان به زمين نازل شد ، و اين آيه را جهت نوازش فقيران و دلدارى ايشان آورد كه :
( 1 )
« وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ » .
( انعام ، 52 ) .
يعنى : مران و منع مكن از مجلس خود آنان را كه مىخوانند مر پروردگار خود را در بامداد و شبانگاه و مىخواهند بدان خواندن رضاى وى را . نيست بر تو از حساب اعمال ايشان چيزى و نيست از حساب عمل تو بر ايشان چيزى تا توانى