تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
فضيل عياض ، قدّس سرّه ، گويد : اگر همهء دنيا به من دهند حلال و بىحساب ، ننگ دارم از وى . چنان‌كه شما ننگ داريد از مردار . و يكى از دانايان مىگويد : هركه از دانايان برود سه حسرت گلوگير وى بود : يكى ، آنكه آنچه جمع كرد سير نخورد . دوم ، آنكه آنچه خواست بدان نرسيد . سوم ، آنكه كار آخرت ، چنان‌كه بايست ، نساخت . ابراهيم ادهم يكى را گفت : درمى در خواب دوست‌تر دارى يا دينارى در بيدارى ؟ گفت : دينارى در بيدارى بهتر است از شهريارى در خواب . ابراهيم گفت : دروغ مىگويد كه تو دينار دوست‌تر مىدارى كه خواب است از آخرت كه بيدارى است . و يحيى بن معاذ مىگويد : عاقل آن است كه سه كار پيش از سه حال بكند : از دنيا دست بدارد پيش از آنكه دنيا از وى دست بدارد ، و گور را عمارت كند پيش از آن كه در آن شود و خدا را خشنود سازد پيش از آنكه وى را بيند . و مىگويد : شومى دنيا بدان مرتبه است كه آرزوى آن مرد را از ياد حق‌تعالى غافل كند تا حصول و يافت آن جهان كند . و يكى از اكابرين مىگويد : هركه خواهد كه به جمع دنيا از دنيا بىنياز شود بدان مىماند كه شخصى خواهد كه آتش فرونشاند ، هيمهء خشك در آن بيندازد . و يحيى بن معاذ گويد : دو مصيبت است مال‌دار را به وقت مرگ ، و هيچ‌كس را آن نيست : يكى آنكه مال همه از وى فراستانند . دوم آنكه حساب از وى طلبند و مال را ديگرى صاحبى كند . و يكى از بزرگان دين را مال بسيار بود ، همه را در راه خدا بداد . يكى گفت : چيزى از آن براى فرزندان بگذار . گفت : خداى را گذارم ، بس نيست ؟ و ديگرى از بزرگان دين و دنيا را گفتند : هرچه داشتى همه را دادى و هيچ جهت فرزندان نگذاشتى . گفت : فرزند من ، اگر دوست خداست خدا دوستان خود را عاجز و بىروزى نگذارد ، و اگر دشمن خداست نگذاشتم بهتر تا دشمن خدا را يارى نكرده باشم و نيز به‌هرحال كه باشد باك ندارم . يحيى بن معاذ گويد : مال مار و كژدم است تا افسون وى نياموزيد دست بر وى
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 558 | ادهم عزلتى خلخالى