تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
مزنيد . گفتند : وى كدام است . گفت : آنكه از حلال كسب كنى بىحرص و جايى صرف نمايى كه رضاى خدا در آن باشد . بدانكه دنيا چون مبرز و مستراح است ، جهت دفع فضلات شهوات جسمانى براى خانهء تحصيل نعمات و لذّات روحانى . پس هرچه معانى و حالات است از علوم و اخلاق نيك به امداد قوّت فكرت و مراقبه جزء دل بايد ساخت ، و هرچه مأكل و ملبس خوش است كه نسبت بدان چون نسبت لطيف غذاست به كيفيّتش ، در اين بالوعه دنيا بايد انداخت . تو را بدين جا فرستاد تا خبث خباثت نفس به دور افكنى و طهارت دل حاصل كنى و به آب معرفت بسازى و غسل محبّت بكنى تا از زمرهء پاكان گردى و به مسجد بهشت و كعبهء رضا داخل توانى شد ، نه آنكه خود را به نجاست دوستى دنيا بيالايى و قطع نظر از خانه و سراى صاحب خودنمايى و قيدهاى علايق بر پا زنى و زنجيرهاى عوايق بر گردن افكنى ، و دل را كه شهباز قدس آشيان بود طبع مگس دهى و بر سر اين نجاست عسل‌آلودش پابند كنى . و در خبر است كه : چون آدم ، عليه السّلام ، گندم بخورد و تقاضاى حاجتش شد ، جايى طلب كرد تا فارغ شود ، خداى تعالى فرشته‌اى فرستاد كه چه مىجويد ؟ گفت : آنچه در شكم دارم جايى خواهم تا در آنجا نهم و در هيچ‌يك از طعام بهشت اين را ننهاده بودند مگر در گندم . گفت : بگو ، كجا بنهى ، بر عرش نهى يا بر كرسى يا بر جويبار در زير درختان بهشت ، برو به دنيا كه دنيا جاى چنين پليديهاست . و گفته‌اند : متاع دنيا و مال آن را همين عيب بس است كه به سبب ازدياد آن ادراك صحبت و دريافت خدمت فقرا روى در نقصان نهد ، بلكه به يكپارگى توانگران از آن محروم باشند ، بلكه آن را كه دولت كبرى و سعادت عظمى است ننگ و عار خود داند و [ مال‌داران ] مانند شيطان مريد و ديو عنيد دعوى :
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ » *
كنند ، يعنى از آدم بهترم . و دم از
« خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ *
و
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ » *
زنند ، يعنى : آدم را از خاك آفريدى كه كثيف است و مرا از آتش كه لطيف است . گويا اين گفتار او حجّتى بود بر صدور آن دعوى از وى . يعنى : مرا از آتش آفريدى