تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣

روضهء سوم در بيان فحول علماء و علماء در باب ذمّ دنيا

زبدة المجتهدين و قدوة السالكين ، جامع علوم الدين و عالم الكتاب المبين ، شيخ جمال الدين احمد بن فهد الحلّى ، قدّس سرّه ، در كتاب « عدّة الداعى » گفته است كه : « بايد از روى تحقيق و يقين دانست كه جمع‌كنندهء مال دنيا و سعى و تردّد نماينده براى آن مجنون و مغبون است ، شجرهء تجارتش ثمرهء خسارت بر دهد و سود اين بضاعتش سود غفلت و سواد دل و قساوت قلب در كنار نهد . و دليل بىخردى و برهان نادانى وى بسيار و بيشمار است . از آن جمله : يكى ، آن است كه ظلم بر نفس و ستم بر عقل خود كرده است در تحمّل غم و برداشتن الم كه لازمهء تحصيل دنياست و از آن منفك نمىشود ، و ظالم به مقتضاى :
« أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ »
( اعراف ، 44 ) ، ملعون و مطعون است . دوم ، آنكه باطن خود را ، كه به ذكر و ياد كرد خدا و فكر در آفاق و انفس و ملاحظهء عجايب صنع و غرايب قدرت و مناجات و دعوات بايد مشغول ساخت ، به دنيا و طول امل و هوا و هوس و انديشهء حفظ مال و كيفيّت تنعّم و تلذّذ بدان مشغول سازد . و اين بدان ماند كه پادشاه كريمى و سلطان قهّارى متاع نفيسى و جنس نيكويى به يكى از غلامان خود دهد ، كه اين را بده ، و انواع فرشهاى الوان بگير و اقسام چيزهاى خوش‌بو بستان و خانهء ما را كه تو را سرايدار آن كرده‌ايم بدان محلّى و مزيّن و معطّر كن كه ميل نظر و رغبت عبور بدان منزل معروف و مسكن مألوف داريم . اگر چنانچه در اين خدمت سعى بليغ نمودى و آن‌چنان‌كه بايد و شايد به قدر طاقت آن را به تقويم رسانيدى تو را امارت و سلطنت دهيم و تاج كرامت و شوكت و اقبال بر سرت نهيم و اگر تقصير كردى و تكاهل ورزيدى به عقاب عظيم و عذاب اليم گرفتار شوى و چندان‌كه هستى از آزار نرهى . و اگر آن باغ گران‌مايه را صرف مستلذّات و مشتهيات خود نمايد و قاذورات