تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
و در خبر است كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : دنيا طالب است و مطلوب ، طالب آن‌كس است كه وى طالب آخرت بود و مطلوب آن‌كس است كه از آخرت بيزار بود .
مال دنيا كه به دو تكيه زدى همچو عصا * گرش از دست بيندازى ثُعبان گردد
و در حديث قدسى وارد است كه : اى دنيا ، از پى آن‌كس بيفت كه از پى من افتاده و از تو گريزان بود ، و به تعب درآر و بگريز از آن‌كس كه مرا بگذارد و از پى تو بدود . و خاقانى ، عليه الرّحمة ، در اين دو بيت بدين مضمون اشاره كرده مىگويد . نظم :
درگاه حق‌شناس كه دنيا ز پى رود * بشنوند اى حق سوى دنيا كه « اخدمى » مردى چرا شوى به در عامه طفل‌وار * شيرين چرا كنى ز سر لابه سگ‌دمى
و در خبر است كه : هركه به چهار چيز در چهار جا شاد شود در چهار جاى ديگر غمگين گردد : هركه به طول و درازى عمر شاد شود پشيمان و غمگين شود در وقت مرگ ، و هركه شادى كند به بسيارى مال و اسباب دنيا ندامت و حسرت كشد وقت حساب ، و هركه به فراخى خانه نازد سرش بر سنگ ملامت و ملالت خورد در تنگى قبر ، و هركه خوشحالى كند وقت معصيت آزار يابد و محنت كشد وقت عقوبت . بدانكه آدمى را دو جهت است ، يكى به جانب فرشتگان و علويّات و از اين جهت ميل به ذكر و تسبيح و تقديس و تحميد و تهليل و تكبير نمايد و به جانب تجرّد و قطع علايق كه غذاى روحانيان است راغب بود ، و ديگرى به طرف بهائم و سفليّات و از اين جهت به خوردن و پوشيدن و تنعّم نمودن به لذّات و شهوات جسمانى كه عادت حيوانات است مايل بود ، اگر آن طرف را غالب ساخت ملك شد و به ملائكه پيوست ، و اگر اين طرف ديگر را رجحان داد از بهائم نيز پست‌تر شد ، و از عذاب و عقاب و عقاب نراست . نظم :
آدمىزاده طرفه معجونى است * از فرشته سرشته و ز حيوان گر كند ميل اين شود كم از اين * ور كند ميل آن شود به از آن
پاره‌اى از احاديث وارد در مذمّت دنيا و دنياداران را شنيدى ، اكنون برخى از سخنان اكابر دين و بزرگان اهل حق و يقين از اولياء و علماء كاملين و مجتهدين گزين و حكماى دوربين نيز بشنو .