تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
و امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، گويد : دنيا و آخرت را چون مشرق و مغرب يافتم ، كه هرچند كسى به يكى نزديك شود از ديگرى دور گردد . و گفته است ، عليه السلام ، كه : اى دنيا ، من تو را طلاق دادم سه بار تا به اين باشد و رجوع جائز نبود . و گفته است ، عليه السلام :
إنّما الدّنيا كظلّ زائل * أو كضيف بات ليلا فارتحل أو كنوم قد يراه نائم * أو كبرق لاح فى أفق الأمل
در اين كلام معجز بيان آن حضرت ، دنيا را ، در عدم بقاء و سرعت زوال ، به سايهء رو به نقصان نهاده ، و به مهمان يك شبه ، و به خواب و خيال ، و به برق لامع لايح ، تشبيه كرده است . و پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، گفته است : امّتان من در دنيا سه طبقه‌اند : طبقهء اوّل گروهى باشند كه دوست ندارند جمع مال را و سعى نكنند در حفظ و نگاه داشتن آن ، بلكه رضاى ايشان از دنيا قوت لايموت بود ، از خورش و پوشش ، و غناى ايشان از دنيا آن است كه وسيلهء آخرت سازند آن را . ايشان‌اند كه مؤمن و گرويدگان‌اند از روى حق و صدق و برايشان خوفى و حزنى نيست و نخواهد بود . طبقهء دوم ، جمعى باشند كه دوست دارند جمع مال را از وجه حلال و پاك و طيّب و نيك ، و بدان نيكى نمايند با برادران مؤمن به ارسال تحفه و هديّه و ضيافت و غير آن ، و مواسات كنند بدان با فقراء و درويشان و مدد حال مسكينان شوند ، و دندان بر سنگ زدن و سنگ را جاييدن پيش ايشان سهل‌تر و آسان‌تر بود از كسب درهمى كردن از غير وجه حلال يا از منع كردن از زكات يا انفاق يا اداى دين يا از آن كه در بدره و صندوق نگه دارند . ايشان را اگر حق‌تعالى عدل كند عذاب كند و اگر فضل و كرم نمايد عفو كند و ببخشد . و طبقهء سوم ، آنان باشند كه دوست دارند جمع مال را ، خواه از وجه حلال و خواه از وجه حرام ، و منع كنند از آن حق خدا را . اگر انفاق كنند اسراف كنند و تبذير نمايند و اگر امساك كنند از روى بخل و بد اعتقادى باشد به رازقيّت حق ، مالك شده است دنيا مهار دل ايشان را گرفته مىكشد تا ببيندازدشان به دوزخ . چون ابناى اين روزگار كه جميعا اين حال دارند و بدين منوال مىگذرانند .