تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
دوستان وى از روى حق و صدق . و گفت : يا أبا ذر ، لباس كهنه و درشت بپوش ، در خود از فخر چيزى نيابى . [ و گفت : ] يا أبا ذر ، خوشا حال آن كسانى كه ميل به دنيا و اموال و اسباب آن ننمودند ، و در عفّت و ميل از دل به آخرت گشودند . و گفت : يا أبا ذر ، آنانى كه زمين خدا را بساط خود ساختند و خاك آن را فراش خود كردند و خواندن قرآن را شعار خود ساختند و به دعا مشغول گشتند بريده شدند از دنيا به يك‌بارگى . يا أبا ذر ، من آنچه از حق‌تعالى خواستم روا شد . و آن اين بود كه گفتم : خدايا دشمنان مرا فرزند بسيار و مال بيشمار ده و دوستان مرا از مال دنيا بىنصيب [ گردان ] . و مراد مال و فرزند شاغل دل است از ذكر و فكر . چون اموال و اولاد اهل اين روزگار . و منقول است از امام جعفر صادق ، عليه السلام ، پرسيدند كه وجه اين چيست كه سجده در نماز بر سر خوردنى و پوشيدنى جائز نيست ، و مأكول و ملبوس مسجود نمىتوان شد . گفت : از آنكه ابناء دنيا و اهل روزگار بندگان و پرستندگان خوردنيها و پوشيدنىهايند و غيرت الهى روا ندارد كه در وقت عبادت و اثناء طاعت وى ، معبود را مسجود سازند .
اهل دنيا كافران مطلق‌اند * همچو سگ در چق‌چق و در بق‌بق‌اند
تا چند گويم از اين مشت گداى بىنماز ، عبد البطن ، شكم‌پرست چند . و عيسى ، عليه السلام ، گفت ، يا حواريان ، قانع شويد به اندكى از دنيا با سلامت دين . و در خبر است كه موسى ، عليه السلام ، به مردى بگذشت نالان و گريان و برگشت و ديد همچنان نالان است . پس گفت : خداوندا ، بندهء تو از ترس تو مىنالد و مىزارد ، بر وى ببخشاى و وى را بيامرز . ندا آمد كه : يا موسى ، چندان بگريد كه مردمك چشمش با قطرات اشك فروريزد ، بر وى رحم نكنم و وى را نيامرزم ، از آن كه در دل وى محبّت دنياست و دنيا را دوست مىدارد . و امير المؤمنين على ، عليه السلام ، مىگويد كه : هركه خدا را شناخت فرمان وى برد ، و هركه شيطان را شناخت فرمان وى نبرد ، و هركه دنيا را شناخت ترك آن كرد ،