تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
عقل شريف كه پيغمبر معنوى و رهنماى باطن است . پس از ايشان حذر كنيد و به گريه و ناله از ايشان فريفته مشويد . شيخ بهاء الدين ، رحمه اللّه ، مىفرمايد :
نان و حلوا چيست فرزند و زنت * كو فتاده همچو غل در گردنت
و ديگر از هوشمندان حكمفرماست ؛ شعر :
چو عيسى تا توانى خفت بىجفت * مده نقد تجرّد از كفت مفت به گلخن پشت بر خاكستر گرم * به از پهلوى زن بر بستر نرم
و آن شاه‌باز بلند پرواز كنگرهء نصيحت ، و طوطى شكرستان بوستان طريقت ، و عندليب خوش‌الحان گلستان حقيقت ، شيخ شيراز ، مىفرمايد ، بيت :
اى گرفتار و پايبند عيال * ديگر آسودگى مبند خيال غم فرزند و نان و جامه و قوت * بازت آرد ز سير در ملكوت شب چو عقد نماز مىبندم * چه خورد بامداد فرزندم
در حقيقت روز معصيت و تعزيه و ماتم و غم و الم روزى است كه ابناء روزگار زنى بخواهند يا ايشان را فرزندى به وجود آيد يا مالى بدست افتد ، بايست كه ايشان را بگويند : غافل مباشيد كه امروز فتنهء دشمنى به سبب دين و دنيا به خانهء شما قدم نهاده است . عن‌قريب است كه اگر از مكر و غدر آن ايمن شويد دين و دنياى شما را به باد داده است و در عصيان و طغيان و رنج بر روى شما گشاده است ، و دل بدان مبنديد كه وقت تلف آزرده و داغ‌دار گرديد و به جايى نرسيد . و چون يكى از اين مذكورات فوت شود بايست آن روز روز عروسى و شادى قرار دهند و مردمان وى را تهنيت نمايند و گويند : خوشا حال تو كه فتنه از تو دور شد و دشمنى از تو هلاك شد و تخفيفى در شغل و علاقه بهم رسيد . پس از اين به ذكر و طاعت از روى فراغ خاطر بهتر توانى قيام نمودن . و نيز كسى را مىرسد به فوت و هلاك ديگرى بگريد و زارى كند و از آن متألم گردد كه آنا فآنا خود معرض فنا و زوال نبود ، و آنچه به آن خبر شد در سر راه وى نباشد و إلّا بر حال خودش بايد بگريد و فرصت بكاء و گريه و زارى براى غير نيابد كه هيچ‌كس بر وى عزيزتر از وى نيست .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 504 | ادهم عزلتى خلخالى