آن تقلّب ايشان و آنچه بدان تجارت و حرافت مىنمايند برخوردارى اندك و متاع دو روزه است ، زود زائل شود و بتعجيل فنا پذيرد . پس آنگه به آخرت روند و در دوزخ شوند و بد آرامگاهى است آن . و ليكن آنانى كه بترسيدند از پروردگار خود و دامن همّت و تقواى خود را آلوده جيفهء دنيا نساختند و از غايت ديندارى و نهايت پرهيزگارى بدان نپرداختند ، در خور اين كار و پاداش اين كردار ايشان را بوستانهاست ، بر آن وجه كه جارى و روان مىشود از شيب درختان يا قصور و عمارتهاى آن جويهاى آب و شراب طهور و شير و انگبين ، و جاودان باشند در آن بوستانها ، و اين پيشكشى باشد از نزد خداى ايشان را ، و آنچه نزد خداست از لطائف خفيّه بهتر است مر نيكوكاران را از متاع فانى دنيا .
در اين آيه اشارت است بدانچه چندين جا بدان تصريح شده است ، و آن آنست كه دنيا و آخرت يك كسى را ميسّر نگردد ، و هر دو يك جا جمع نشود و إلّا مىبايست كه خواجه عالم ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و مؤمنان را هم از اين بهرهمند گردانند و هم از آن ؛ و كافران را از اين و بس . رباعى :
قاضى تو به دادهء خدا راضى باش * نى در غم مستقبل و نى ماضى باش
دنيادارى و آخرت مىطلبى * اين هر دو كىات دهند خود قاضى باش
اى مغرور بىحميّت و اى بىدرد بىمروّت ، مگر آيهء
« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ » ، *
كه مكرّر در كلام الهى نازل شده است ، به گوشت برنخورده است ، كه چنين فريفته دنيا شدهاى . يعنى : نيست زندگانى اين جهان مگر متاع ناپايدار و برخوردارى بىاعتبار ، پس اگر به حقيقت آن دانا گردى دانى كه بجز تركش به هيچ نيرزد .
اى طفل دردمند و اى مجنون مستمند ، بيا از اين سراى مجازى كه مدار او لهو است و بازى برگرد ، و به جلّاب محبّت الهى خو كن ، تا اين سوداى باطل از دماغ بيرون كنى و در پهلوى عاقلان بنشينى و گوشهء راحت و زاويهء فراغت گزينى .
از آن طايفه مباش كه از غايت كورى و نهايت بىشعورى دنيا را كه لهو و لعب بود ، حقيقت انگاشتند و كار آن ساختند ، و دين را كه حقيقت بود لهو و لعب پنداشتند و بدان نپرداختند ، و آن را بر سر دنيا باختند و از حيز قابليّت قبول هدايت و استعداد