تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
جيفه كردى كوه و صحرا در هوس * پيش « هو » آ ، إنّه حُسنُ المآب
و اين كلام ملك علّام مشعر است بر بىخردى و نادانى اصحاب شهوت و ارباب غفلت ، كه به سبب زنان مكّار و فرزندان غدّار از پروردگار ستّار غفّار و آفريدگار ليل و نهار رو گردان شوند . و دليل است بر جهل و بيهوشى تجّار فجّار و دنياداران و سپاهيان و ارباب مناصب و باديه‌نشينان و بهايم‌پرستندگان و دهقانان و زارعان كه هركدام به سبب يكى از زر و سيم و اسبان و انعام و زمين و زرع و غرس آن به تمامى حقير و فانىاند . از عظيم باقى روى برتافته‌اند و همه چيز را به هيچ فروخته . پس هركه از ربقهء اين طوايف بيرون است بندهء خاصّ بىچون است ، و هركه داخل يكى از اين فرق است سرنگون و بندهء نفس دون است ، و طوق رقيّت هوا بر گردن افكنده است تا زنده است ، و عذاب آن بعد از مردن پاينده است ؛ بلكه فراق آن و جدايى از آن به سبب حوادث با مرگ و انداختن آن با افراط محبّت و كمال تعلّق بدان المى است فوق آلام و رنجى است برتر از هر رنجى و عذابى است بالاتر از هر عذابى . دل كه فىالجمله در پيش دنيا دربند بود پابند بود و نگونسار و به آزار ، و بدين‌گونه كشان‌كشانش به پيش ملك قهّار و سلطان جبّار برند . سعدى :
اى خداوندان طاق و طمطراق * صحبت دنيا نمىارزد فراق اندك اندك خان‌ومان آراستن * پس به‌يك‌بار از سرش برخاستن
داغ ايمان كه بر جبين جان مؤمن بود نشان آن از پى مولى رفتن است . و طوق كفر كه در گردن كافر بود علامت آن از پى دنيا دويدن است . پس هركه ايمان دارد از دنيا و متاع آن ياد نياورد و به زينت و زيور وى نظر التفات نيندازد و دين بر سر دنيا نبازد ، چنان‌كه حق‌تعالى مىفرمايد : ( 9 )
« لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ . لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ »
( آل عمران ، 198 ) . يعنى : بايد كه فريب ندهد تو را رفتن و آمدن كافران در شهرها براى تجارت ، چه