و علامت ديگر از علامات چنين شخصى آن است كه جهت زيادتى مال و منال دنيا و براى حفظ آن و رعايت جانب خويشان و حمايت زنان و فرزندان و تحصيل كام و آرزوى ايشان ناچار به نقصان دين شود . چنانكه دروغى يا فحشى گويد يا عادتى ترك كند يا به تعجيل ناقص بجا آورد ، تا مبادا چيزى از اسباب دنيا فوت شود يا به تأخير افتد .
و چنين كسى كه وى غير خدا را از خدا دوستتر دارد و جانب دنيا را بيشتر از آخرت حمايت كند مردود و بيدين و مستحق عذاب عاجل و عقاب آجل بود ، چنانكه ايزد تعالى مىفرمايد :
( 13 )
« قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ »
( توبة ، 24 ) .
يعنى : بگو ، اى محمد ، صلّى اللّه عليه و آله ، تاركان هجرت را - حاليا مراد از تاركان هجرتاند از ملك مكهء صفات ذميمه و افعال شنيعه و افعال قبيحه كه ثمرهء شجرهء زقّوم غفلت است ، به ولايت مدينهء اخلاق حميده و اوصاف پسنديده و حسنات و طاعات كه ميوه و بر درخت طوبى علم و معرفت و آگاهى است و يا مدبران از هجرت و انتقال از مكهء هستى به مدينهء نيستى و از ظلمت به نور به امداد رسول عقل يا مربّى كامل و پير و اصل كه نايب مناب پيغمبر است .
كه اگر هست پدران شما و فرزندان شما و برادران شما و زنان شما و خويشان و مالهايى كه كسب كردهايد و بازرگانى كه از كسادى آن مىترسيد و مسكنهاى شما و خانهها كه از نزاهت و خوبى مىپسنديد آن را ، دوستتر به سوى شما از خدا و رسول وى و از جهاد كردن و جان دادن در راه او ، پس انتظار بريد و چشم بداريد تا بيارد خداى عذاب خود را حالا و مآلا ، و خداوند توفيق هدايت ندهد گروه بيرون رفتگان از حدّ فرمان را .
از اين آيه ، رايحهء يأس و بوى نااميدى استشمام مىتوان كرد ، چه اغلب و اكثر مردم إلّا ما شاء اللّه در اين مقاماند كه دين خود را از اين مذكورات دوستتر نمىدارند و حظوظ دنيوى بر نعيم اخروى اختيار مىكنند و رضاى حق را بر رضاى نفس ايثار