مقصد پنجم در فضيلت همّت و خاصيّت گذشت
قوله تعالى :
« وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا »
( مزمل 8 ) يعنى به ذكر اسم ربّ خود الفت گير و از ما سواى وى نفرت كن ، و از همه بريده شو و به وى پيوسته گرد .
و ياد پروردگار با تبتّل و انقطاع از هرچه جز اوست به سوى او بىهمّت عالى هرگز صورت نبندد .
اى برادر عزيز و اى يار بىتميز . بدانكه مدار كار در اين راه به همّت و گذشت است و هركس فراخور همّت و گذشت خود فيض مىيابد . پس عالىهمّت و صاحب گذشت بايد تا به مطلب توان رسيد .
سالك كه تاريك نباشد هالك شود ، و اكابران كه عقبات راه دين طى كردهاند و كارهاى عظيم پيش بردهاند به ارسال همّت بوده است . و مقرّر است كه در راه حق در قدم اوّل از خود بايد گذشت تا كارى توان ساخت و هركه خود را شناخت به غير از اللّه به هيچ چيز دل نباخت .
گر دو عالم قيمت آرى بىشگفت * نرخ بالا كن كه ارزانى و مُفت
نشان مقبلى آن است كه رضاى اللّه را قبلهء دل كنى و اصلا و به هيچ وجه به ما سواى وى اقبال نكنى و از همه چشم بپوشى تا ميان تو و معرفت حضرت وى حجابى نماند . چنان كه حق سبحانه از حال حبيب خود خبر داد و گفت :
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
( نجم 17 ) و باوجود اين سلوك و اين عروج همّت عاليش ، « ما عبدناك حقّ عبادتك و ما عرفناك حقّ معرفتك » در بيان به ميان آورد تا بدانى كه :
هرچه در اين پرده نشانت دهند * گر نستانى به از آنت دهند
و در خبر است كه : « در شب معراج مفاتيح خزاين كونين به آن حضرت عرض كردند سايهء التفات نيفكند . گفتند كه همهء عالم را به طفيلى تو آفريدهايم ، چرا از قبول آن اباء مىكنى ؟
( 283 ) گفت كه : خدايا ، من نيز به شكر اين در راه تو و براى تو از همه گذشتم .