خوشا حال آن سعادتمند كه كتاب دل و نسخهء وجود خود را با اين محدّث مقابله كند و صحّت دهد .
و حديث قدسى است كه حقتعالى مىگويد كه : « چون مطّلع شوم بر دل بنده و بينم كه ذكر من بر وى غالب است و وى را از كارهاى دنيا بازداشته است ، متعهّد و متولى مهمّات و حاجتهاى وى شوم و كارهايش را بسازم . و اگر از روى سهو مرا فراموش كند خود را به ياد وى اندازم و در مسألت و مناجات خود وى را رغبت دهم . اين بزرگانند كه بتحقيق دوستان منند و ايشانند كه پهلوانان معركهء جهاد اكبرند ، و اين گروهند كه چون خواهم اهل زمين را به علّت كفر و عصيان كه مىورزند عقوبت كنم و هلاك ، به آبروى ايشان از آن بگذرم » .
و در تورات وارد است كه : « موسى عليه السلام گفت : الهى ، كيستند آن كسان كه در روز محشر كه به غير از ستر رحمت تو ستر ديگر نباشد ، در زير سراپردهء عزّت و در پس پردهء حرمت در فراغت باشند ؟ ندا آمد : آناناند كه در دنيا ايشان مرا ياد مىكنند و من ايشان را ياد مىكنم ، و براى رضاى من يكديگر را دوست مىدارند و من ايشان را دوست مىدارم . ايشانند كه چون خواهم به شومى بدى خلق به خلق قهر كنم و بلا فرستم ايشان را به ياد آرم و آن را دفع نمايم و موقوف دارم » .
و در خبر است كه : « چهار خصلت است كه يافت نمىشود آن باهم مگر در مؤمن :
خاموشى از حرف ناصواب ، كه آن اوّل عبادتها است ، و تواضع للّه ، و ذكر اللّه ، و كمى مال » .
و مروى است كه : « مؤمن به هر بليّه كه باشد مىتواند بود كه مبتلى شود ، گاه باشد كه در آب غرق شود و بميرد ، يا خانه بر سرش بريزد ، يا جانور درنده بدن وى را پاره كند ، يا صاعقه وى را بسوزاند . امّا در وقتى كه با ياد خدا باشد هيچيك از اينها وى را پيش نيايد » .
و اكابر گفتهاند كه : مرغ هوا و ماهى دريا اگر از ياد حقتعالى غافل نشود به دام نيفتد .
و مروى است كه : « در خانهاى كه ذكر كنند ( 253 ) خير و بركت به هم رسد ، و آن خانه بر اهل آسمان چنان نمايد كه ستارهء روشن بر اهل زمين مىنمايد » .
و نصّ قرآن است كه :
« وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى »
( طه 124 ) . يعنى : هركه اعراض كند و روى بگرداند از ذكر من كه خداوند عالمم