همه برهد و پاك گردد و رستگار شود . از اين بشناس و بر اين قياس كن ثواب و خاصيّت و تأثير تكرار آن را ، لا سيّما بر سبيل دوم .
عجب كيميايى است اين كيميا * مس قلب را مىنمايد طلا
نكوتوتيايى است اين توتيا * كه چشم خرد را ببخشد جلا
و از روى تمثيل حسّى كلمهء طيّبهء توحيد به درخت خوشى ماند كه بيخ ريشه تا هفتمين زمين دوانيده و محكم كرده باشد و شاخهايش به آسمان كشيده و بالا رفته باشد و هميشه ميوه دهد .
چنان كه حق سبحانه تصريح كرده و گفت :
« ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً » ،
يعنى كه اصل اصول دين و طوباى فردوس صورت آن است ،
« كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ »
مثل درخت خرماست كه شيرين بار است كه مشابهت تمام به مؤمن دارد ،
« أَصْلُها ثابِتٌ »
در اراضى قلوب و ابدان سفليّه ،
« وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ »
در آسمانها عقول و ارواح علويّه ،
« تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها »
و هميشه پربار باشد به اذن پرورندهاش .
اوراق اين شجر عبادت و طاعت است و شكوفهاش مكاشفه و حكمت و ثمرهاش مشاهده و معرفت و بوى آن عشق و محبّت و طعم آن ذوق و شوق و رنگ آن كمال و حال .
و از ارتفاع درجه و علوّ مرتبهء ذكر است كه حضرت الهيّت ، تعالى ذكره ، مىفرمايد كه
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ » ،
يعنى شما بايد كه مرا ياد كنيد تا من شما را ياد كنم ، كه :
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ » ،
يعنى نماز كه فاضلترين اعمال حسّى است ، بتحقيق كه باز مىدارد آدمى را از بديها و ناشايستيها ، و هرآينه ذكر حق ، جلّ و على ، بزرگتر و برتر از آن است در هر باب .
و باوجود ورود : « الصّلاة معراج المؤمن » ، و با تحقيق « المصلّى يناجى ربّه ( 255 ) ، و با صحّت سند ، « الصّلاة عمود الدّين » ، و با ثبوت « قرّة عينى فى الصّلاة » ، بنگر ذكر حقّ كه فاضلتر از صلاة است مرتبه و درجه چه مقدار خوانده بود .
و در اثبات فضيلت و خاصيّت ذكر همين آيت كفايت بود كه :
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
( رعد ، 28 ) .
و در حديث قدسى است كه « أنا جليس من ذكرنى و أنيسه » ، يعنى : من كه خداوند عالمم ، مونس و انيس و محدّث و جليس و معلّم و همنشين آن كسم كه مرا ياد كند .