وى داريد . كسى را با خداى تعالى قرابتى و خويشى نيست و دوستترين بندگان نزد حق ، جلّ و على ، درستكارترين و مطيعترين ايشان است .
يا جابر ، سوگند به خدا كه نزديك نمىشود بنده به رحمت پروردگار مگر به طاعت .
برات آزادى از دوزخ به ما ندادهاند تا به هركس كه خواهيم دهيم ، و هيچكس را بر حق تعالى حجّتى نيست ، هركه فرمان حق مىبرد دوست ماست ، و نمىتوان رسيدن به ولايت و دوستى ما كه آل رسوليم مگر به ورع و پرهيزگارى » .
و شيخ مرحوم در كتاب اربعين ( ص 92 ) . آورده است كه : ورع به نزد علماء دين چهار وجه دارد . اوّل ورع تائبان كه به آن آدمى از حيطهء فسق بيرون مىرود و در دايرهء عدالت داخل مىشود و در شريعت شهادتش مقبول مىگردد .
دوم ورع صالحان است و آن عبارت است از ترك شبهات از بيم آنكه مبادا از ارتكاب شبههدار آخر در حرام افتد ، زيرا كه هركه در جوار و كنار زراعت مردم مركب چراند دغدغهء آن مىرود كه به اندك غفلتى محصول مردم خوراند . و از اين است كه رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرموده است كه : « بگذار چيزى را كه در آن در امان نباشى به چيزى در آن بىگمان در امان باشى » .
سوم ورع متقيان ، و آن اجتناب است از اكثر حلال و مباح از ترس آنكه مبادا عاقبت به حرام ( 248 ) و نامشروع كشد . چنان كه از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، روايت كردهاند كه گفت : « نمىباشد آدمى از جملهء متقيان تا آنكه بگذرد از آنچه دغدغهاى نمىرود از بيم آنكه مبادا در انجام به دغدغهدار منجر شود ، مثل اختيار سكوت از بيان احوال مشروع مردم از ترس آنكه مبادا آخر به غيبت انجامد .
چهارم ورع صدّيقان ، و آن اشارت است به اعراض كردن و روى گردانيدن از هر چه غير حق ، جلّ و على ، است ، از خوف آنكه مبادا لحظهاى از عمر و لمحهاى از حيات صرف شود در چيزى كه زيادتى قرب از آن بعد به حقتعالى از آن حاصل شود اگرچه بيقين بداند كه منجرّ به حرام نخواهد شد » .
زهى سعادت آنكس را كه اين دولت نصيب وى شود . شكمپرست همّت پست زبون را هرگز بوى اين گلستان به مشام جان نرسد .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٤٥٣