نصير طوسى ، برّد اللّه مضجعهما ، در بيان تفاوت مراتب و مدارج معرفت نقل كرده است . و آن اين است كه خواجه ، عليهالرحمه ، در بعضى از تصنيفاتش ، همانا كه رسالهء أوصاف الأشراف باشد ، گفته است كه :
« مثل مراتب معرفة اللّه مثل شناخت آتش است . مثل ادنى مرتبهء آن اين است كه كسى شنيده باشد كه در عالم موجودى هست كه هرچه بدان رسد و در آن افتد معدوم و فانى گردد . و هر چيز در مقابل و برابر وى بدارند اثر وى از روشنايى و گرمى در آن چيز ظاهر شود و هرچند كه از وى چراغ و مشعلها روشن كنند از او هيچ كم نشود . و آن را به عربى « نار » نامند و به فارسى « آتش » گويند . نظير اين مرتبه در معرفة اللّه معرفت اهل تقليد و عوام اهل اسلام است كه تصديق كردهاند به حقيقت حق و صحّت دين بىحجّتى و دليلى به محض اعتماد به قول مخبر صادق و اين به آن ماند كه نابينايى به روشنايى چشم بينايى به راه رود .
و بلندتر از اين مرتبهء كسى است كه دود آتش را مىبيند و از آن ديدن دود حكم مىكند كه البته اين دود را علّتى و مؤثّرى هست كه آن اثر و معلول اوست . نظير اين مرتبه در معرفة اللّه معرفت اصحاب ( 250 ) نظر و استدلال است كه به دلايل قاطعه حكم جزم كردهاند بر وجود واجب تعالى و از مشاهدهء مصنوع به وجود صانع راه بردهاند . للمولوى :
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود
« أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. ( يوسف ، 101 ) .
زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان
و ارفع و برتر از اين مرتبهء آنكس است كه احساس حرارت آتش كند به سبب مجاورت و مقارنهء آن و به روشنايى آن چيزها را چنانچه هست ببيند و نفع بيابد از اثر آتش نظير اين مرتبه در معرفة اللّه معرفت مؤمنان مخلصان خالص الايمان و صدّيقان است كه اطمينان و آرام گرفتهاند به اللّه سبحانه و به يقين دانستهاند كه :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( نور 35 ) به معنى حقيقى و تأويل تحقيقى حق و صدق است چنان كه حضرت عزّت ذات مقدّس خود را به آن وصف كرده است .