صد هزاران پرده دارد روى دوست * مىدهد هر پرده آواز دگر
و وجه انصحار آن را در اين عدد خاص جز به نور نبوت نتوان يافت .
هر كسى گنجينهء هر علم نيست * عالم مطلق به جز الله كيست
رب زدنى علما از صدر جهان * زان بشد صادر كه اين گردد عيان
خضر اگر چه واقف اسرار هست * هم بر او پوشيده ها بسيار هست
فرد باشد در صفات و ذات دوست * دعوى دانش مكن علام اوست
و فوق كل ذى علم عليم و مى فرمودند كه : ترك ترك است و بى برگ برگ . جايى كه حضرت حقيقة الحقايق به جانب خلايق دم به دم نداى : " توبوا إلى الله جميعا " رسد ، گذشت و بازگشت چرا دشوار نمايد .
هركه خواهد گوبيا وهرچه خواهى گو بگو * گيرودار حاجب ودريان درين درگاه نيست
و مى فرموند كه : سالك را در اين راه اميد بسيار و سعى بيشمار و تحمل آزار و گذشت از اغيار يابد تا كار پيش رود و پس نيفتد ، شعر :
منشين ز طلب دامن همت بر زن * واندر ره دوست ديده بر نشر زن ( 101 )
هرچند درون خانه راهت ندهند * نوميد مباش و حلقه اى بر در زن
سبحهء سى و ششم
در ذكر مقالات و حالات آن حكيم حليم ، آن خليق رحيم [ محمد حسين حكاك ]
صاحب قلب سليم ، آن خداوند طبع مستقيم ، آن عمدهء اصحاب يقين ، آن قدوهء ارباب تمكين ، آن داناى اسرار ، آن بيناى هيشار ، آن رازدان عالى بيان ، آن رهنماى شيين زبان ، آن شمع جمع محبت ، آن كوكب طريق معرفت ، آن پير بيشهء طريقت ، آن در لطايف و معارف چالاك ، مولانا محمد حسين حكاك ، عليه الرحمة و الغفران ، در سلسلهء نور بخشيه بود و مريد خاتم المشايخ والمكاشفين ، درويش محمد پالان دوز جوينى ، رحمة الله عليه .
وى مردى بوده صاحب كشف و كرامات ، وخارق عادات از او بسيار صادر مى شده .
وشيخ بهاء الدين محمد ، عليه السلام ، از مكاشفات وى به مردم مكررا نقل مى كرده واعتقاد تمام به وى داشته . از آن جمله يكى آن است كه : يك شبى در مشهد مقدس