مؤمن بيقين ناجى در ميان عامّهء اهل ايمان ، و مستور بودن رضاى حقتعالى بر نهج اهمّ و اتمّ در عبادات و طاعات ، و صلاة وسطى در صلوات خمسهء يوميّه .
و صاحب كبيره را خوارج كافر مىدانند ، و معتزله مؤمن و صاحب ايمان مىنامند و نه كافر ، و ارتكاب كبائر را با تصديق به حقيقت دين منزلتى و واسطهاى مىخوانند ميان كفر و ايمان و نه كافر بههرحال از حقّ الناس بيشتر از حقّ اللّه اجتناب و احتراز بايد كرد و در توبه و استغفار تقصير نبايد كرد ، و ابراء ذمّه از مردم بايد طلبيد .
و بايد دانست كه هرگاه شخصى فوت شود و از او در ذمّهء كسى حقّى باشد اگر آن قرضدار آن دين را امروز در دنيا به وارث او ندهد و يا حلالى حاصل نكند فردا در آخرت به آن ميّتاش بايد داد به قولى و به قول ديگر به وارث آخرين بايدش دادن اگرچه امام باشد . و بعضى برآنند كه آن راجع و منتقل به حقتعالى شود .
حاصل آنكه تقوى و احتياط را مرعى بايد داشت و دقيقهاى از دقايق پرهيز را مهمل نبايد گذاشت . للمحقق الطوسىّ :
اى هيچ نكرده نيك و بدها كرده * وانگاه خلاص خود تمنّا كرده
رو طاعت دوست كن كه هرگز نبود * ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده
سبحهء بيست و يكم در بيان علّت فطرت عالم و سبب خلقت آدم
بدان كه عالم عبارت از جميع ما سوى اللّه است ( 60 ) و آدم جزو اعظم عالم است . و موجب ايجاد اين و باعث آفرينش آن ، به دلالت حديث شريف : « كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لأعرف » .
به مشرب اهل تحقيق ، اظهار وجود پرجود حضرت و دود بود ، نور نيّر انور حقيقت خود را در مراياى قابليّت و مجالى استعدادات ، و ابتهاج معنوى از شهود كمالات و صفات ذات كثير الآيات خود ، و تفصيل علوم مجمله و تصوير معانى نهانى ، و افشاء اسرار حكمت عرفانى و افاضهء انوار رحمت رحمانى بر اشخاص ماهيّات و آحاد ذوات علويّات و سفليّات و مجرّدات و ماديّات اشياء ، و قدرت خود را آينهء معرفت خود نمودن و از خودبهخود در آشنايى گشودن و آثار محبّت