نرسيده باشد . دعوى اين معنى از كسى زيبا و خوشنماست كه بدان حال فضيح سابق كه مذكور شد مبتلى نبود و ثمرهء شجرهء طوبى اين درجهء عليّه است ثمرهء وصول به مرتبهء رفيعه فنا و مقام وحدت ، چنانكه خواجه نصير طوسى ، قدّس سرّه ، در شرح نمط نهم از كتاب « اشارات » كه مسمّى به مقامات العارفين است تحقيقى مىكند و مىفرمايد كه : « در اين مقام عارف واقف را بر هيچ چيز انكار نبود » .
و مولوى معنوى جلال الحق و الدين نيز در مثنوى مىگويد :
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسىيى با موسىيى در جنگ شد
چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى
ليكن بربسته ديگر است و بررسته ديگر ، و يافتنى نسبتى با بافتنى ندارد ، و مخنّث كجاست و مرد كجا .
ظاهر و باطن يكى كن شوم باشد مرد را * خير گفتن بر زبان و در درون شر داشتن
سبحهء بيستم در بيان معاصى صغيره و كبيره
بدان كه صغيره گناه خورد را گويند و كبيره گناه بزرگ را . و در بيان كبائر ذنوب و صغاير آن در ميان دانشمندان [ دو ] قول است يكى ، آنكه كبيره گناهى است كه حق تعالى بر آن وعيدى و جزايى در كتاب كريم خود ياد كرده باشد . [ دوم ] آنكه كبيره آن است كه شارع بر آن حدّى مقرّر كرده باشد يا در آن باب تصريح به وعيدى نموده .
اول ، آنكه آن هر گناهى است كه مشعر باشد بر قلّت اهتمام فاعلش به امر دين .
دوم ، آنكه هر عمل منهى است كه معلوم شده باشد حرمت آن به دليل قانع .
سوم ، آنكه هر معصيت كه بر آن وعيد شديدى واقع باشد در كتاب و سنّت آن كبيره است .
چهارم ، آنكه از اوّل سورهء نساء تا به آيهء كريمه :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ »
( نساء ، 31 ) ، هر منهى كه مذكور است كبيره است و غير آن صغيره ( 58 ) .
پنجم ، آنكه آن هفت است : شرك به حقتعالى آوردن و خون ناحق كردن و به زن عفيفهء صالحه فحش گفتن و گريختن از جهاد و خوردن مال يتيم و زنا كردن و عاق