تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ورمه نو در حصادش داس كرد * ور ز سنگ كعبه اش دست آس كرد ور به آب زمزمش كردى عجين * مريم آيين پيكرى از حور عين ور بخواندى بر خميرش بى عدد * فاتحه با قل هو الله أحد ور بود از شاخ طوبى آتشش * ور شود روح الأمين هيزم كشش ور تو بر خوانى هزاران بسلمه * بر سر آن لقمهء پر ولوله عاقبت خاصيتش طاهر شود * نفس از آن لقمه تو را قاهر شود در ره طاعت تو را بى جان كند * خانهء دين تو را ويران كند درد دينت گر بود اى مرد راه * چارهء خود كن كه شد دينت تباه
لا سيما طعام أمرا كه آغشته به اشك چشم فقرا و سرشته با خون ضعفاست . كدام نبى و ولى گرد أمراگشت و بر خوان سلاطين نشست و چشم بر كيسه و كاسهء مردم داشت و حكمت و معرفت به نجاست لذت و شهوت دنياى دنى فروخت .
از خوان فلك قرص جوى بيش مخور * انگشت عسل مخواه صد نيش مخور از نعمت الوان شهان ( 39 ) دست بدار * خون دل صد هزار درويش مخور
خصوصا با تملق و فروتنى و آبرو فروشى و ارتكاب خضوع و خشوع . علم و فقر را از اين قسم فقير و عالم عار است ، وانبيا واوليا از اين جماعت بيزار ، بدين فقر چه فخر و اين علم چه اعتبار . تا خداى را به بزرگى نشاسيم خلق ما را به خوردى نشناسند . و در حديث قدسى وارد است كه هر گه يكى از اهل دنيا را براى مال و جاه او تواضع كند در حصهء دينش بر باد رود . و حق تعالى مى گويد كه : من عزت و اقتدار را در طاعت و عبادت خود نهاده ام و خلق آن را در در امرا و سلاطين مى جويند ، از آن است كه نمى يابند و در ذلت و خست مانده اند و خوار و بى اعتبارند ، و نص قرآن است كه روز قيامت در دوزخ جاه و عزت طلب را عذاب و عقاب كنند و گويند كه : " ذق إنك أنت العزيز الكريم " . و از محمد مصطفى ، ص ، مروى است كه : " بدترين علما آن عالمانند كه به ديدن امرا روند و بهترين امرا آن اميرانند كه به زيارت علما روند " . و از على عليه السلام منقول است كه : " اگر فقيرى را بر در اميرى يا بى بدا آن فقير