رسائل فارسى ادهم خلخالى
( 10 ) سبحات الأنوار
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين
ثناء و سپاس بىقياس واجب الوجودى را سزد كه با أنوار حكمت و معرفت بواطن اجهار و سراير أحرار را منوّر و مزيّن گردانيده و مىگرداند و سؤالات استعدادات و قابليّات اعيان ممكنات را به اجابت ايصال به غايات و نهايات كمالات و حالات خود مقرون ساخته و مىسازد ، و ظلمت طبيعت و كدورت شهوت را با صيقل دعوت و هدايت از مرآت قلوب و الواح ارواح زدوده و مىزدايد ، علّت غفلت و سقم قساوت را با شربت نباهت و جلّاب رياضت از نفوس عليلهء مزمنه برداشته و برمىدارد .
و رحمت متصل و مستمرّ مبرّا از انتهاء و انقطاع بر نفس نفيس و روح پرفتوح نبى و رسول ، كه با انامل أصابع تربيت و إرشاد ، عقود شكوك از حبل المتين انديشهء عقول گرهگشا بگشود و در كورهء امر به مجاهده خامان جهانيان را پخته و ناتمامان آدميان را تمام گردانيد و آلودگان ظاهريان و باطنيان را خالص و بىغش نمود .
و درود نامحدود نامعدود بر معانى طيّبهء طاهره و حقايق زكيّهء زاهرهء باهرهء آل و اولاد صورى و معنوى و منسوبان جسمانى و روحانى آن پيشواى اهالى سعادت و رهنماى مصادر كرامت كه با ( 3 ) مفتاح فلاح و مصباح نجاح قفل غشاوت از ابواب معنى برداشتند و سواد جهالت از سراى وجود اصحاب ارادت و ارباب طلب بزدودند ، و بعد از تزكيه و تصفيه و تجليهء نفوس از اقسام رذايل با تنوير و تحليه و