تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و از رسول صلّى اللّه عليه و آله ، پرسيدند كه رستگارى در چيست ؟ فرمود : « در آنكه كبر و ريا را ترك كنيد و خداى را به اخلاص پرستيد ، نه به ريا » . و گفته‌اند كه : ريا يك نقطهء زيادتى بر ربا دارد ، و رباخوار را حق‌تعالى كفّار أثيم خواند . پس كسى كه در بدى از او پيشتر بود حال وى چه بود . گفته‌اند كه رياكار براى جمعى جان مىكند كه اگر ايشان بدانند كه وى آن كار براى ايشان مىكند نه براى خدا ، ريختن خون وى را حلال دانند . پس در حقيقت چنان كه مردود خالق است مردود خلق نيز بود . شعر :
هركه زنده راه ريا بر دلش * غير خسارت نبود حاصلش و آنكه عبادت به سفاهت كند * روز قيامت چه ندامت كند

مهلك دهم جهل و غفلت است

كه منشأ همهء قبايح و شنايع و مبدأ همهء خبايث و رذايل آن بود . چنان كه موجب جميع مكارم و محاسن و باعث تمام محامد و فضائل علم و آگاهى باشد . قوله تعالى :
« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ . إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ » ،
( زمر ، 9 ) ، يعنى بگو ، اى محمّد ، مردمان را ، آيا مساوى و يكسانند آن كسان كه دانايانند با آن كسان كه نادانانند . اينست و جز اين نيست كه پند مىپذيرند از گفتار پروردگار خداوندان عقل و تميز . و در خبر است كه « اللّه سبحانه و تعالى كه عالم و عليم و علّام است هرگز جاهل را به دوستى فرا نگرفته است . و حق‌تعالى را دوست جاهل نبوده است » . و مروى است كه « جهل نزديكتر است به كفر از سياهى چشم به سفيدى آن » . و رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود كه : « الجاهل ميّت » . شعر :
بود معلوم هر آزاد و بنده * كه نادان مرده و داناست زنده
و تاريكى قبر و تنگى آن نتيجهء جهل باشد ، و آتش ثمرهء اعتقاد فاسد و آن نيز به جهل عايد شود . و تفاوت ميان حيوان و انسان به عقل و علم است ، و عقل منبع علم باشد و نفس مظهر جهل ، و در عالم مجرّدات جهل مفقود بود . و در جهان مادّيات علم معدوم ، و دانش هركس به قدر تجرّد وى بود و جهل هركس به مقدار