تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
جز از سخن خير نگويد ، يا خاموش نشيند » . و عيسى عليه السّلام فرمود كه : « عبادت ده جزء است ، نه در خاموشى و يكى در گريختن از مردمان » . و يكى از بزرگان مىگويد كه چيزى به زندان اولىتر از زندان نبود . و به كيفيّت اين سخن وقتى راه برى كه آفات زبان را بشناسى ، و آن پانزده است : اوّل كلام و كلمه ما لا يعنى و بىفايده گفتن . در خبر است كه از نيكويى اسلام مرد است ترك سخنان بىفايده . دوم سخن باطل مذكور ساختن . مثل تكلّم در بدعتها و نقل معصيت ، مانند حكايت از فسق و فساد خويش يا ديگران . و در خبر است كه گاه باشد كه شخصى سخنى بگويد كه آن را سهل دارند ، و آن وى را به دوزخ بكشد . سوم خلاف كردن در جدل و سخن . و آن را مراء گويند . و لازمهء آنست تقويت تكبّر و درندكى . و مروى است كه هركه در خصومت از خلاف در حديث دست بدارد وى را خانه‌اى در بهشت بنا كنند . و ايمان مرد تمام نشود تا اين صفت وى را نبود . چهارم خصومت در مال در محكمهء قضا ، يا جاى ديگر . و در خبر است كه هركه بىعلم با يكى خصومت كند در غضب حق‌تعالى باشد تا آنكه خاموش شود . پنجم فحش گفتن و دشنام دادن است . بدان كه مباشرت عبارت زشت فحش است ، و نسبت آن به كسى دادن دشنام . در خبر است كه بهشت حرام است بر هر كسى كه فحش گويد . ششم ناسزا گفتن و نفرين بد و برى از رحمت كردن مسلمانى يا ستورى را . و در خبر است كه اين عمل مذكور با ايمان جمع نشود . هفتم شعر هرزه و كذب گفتن يا هجو مسلمانى كردن و آنچه در شعر بر سبيل تشبيه گفته شود حرام نبود . و كريمهء :
« الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ »
در باب مذمّت چنان شاعران است . هشتم مزاح و مطايبه . و ليكن اندكى از آنكه عادت نشود به قصد نيكو مباح است ، به شرط آنكه دروغ و باطل نبود . و رسول ، صلّى اللّه عليه ، و آله فرمود كه : من مزاح كنم و ليكن جز حق نگويم .