كنند و گويند گفته و كردهء حق باشد ، و انكار آن روا نبود و اعتراض بر آن جائز نباشد .
نه بر هركسى نكتهگيرى رواست * خطا بر بزرگان گرفتن خطاست
و سيّد موحّدان و سند محقّقان ، شاه مردان ، عليه سلام الرّحمن ، كه « أنا الكلام النّاطق » گفت ، اشاره بدين مقام نمود . و آنچه در كتاب مزبور از ائمّهء معصومين ، صلوات اللّه عليهم اجمعين ، مروى است كه گفتند : « ما گوش شنوا و چشم بينا و زبان گويا و دست گيراى خداييم » ، ( كافى ، ج . . . ، ص . . . ) ، بدين معنى بود . و ليكن كمالات و حالات ايشان عطائى است نه كسبى . و بلندترين مقامات خاصّ ايشان است . و بعد از سيّد ثقلين در مراتب فضل و كمال و بزرگى و حال ، هيچ احدى به عشرى از عشير ايشان نرسد . و هركس كه به مرتبهاى و درجهاى رسيده است از همّت ارواح مقدّسهء ايشان رسيده است . و حديث شريف : « نحن السّابقون اللّاحقون » ، ( بخارى ، ج 1 ، ص 36 ) ، از تقدّم معنوى و تأخّر صورى ايشان خبر دهد . نظم :
مؤخّرند به صورت ز انبيا امّا * مقدّمند به معنى به جملهء اشيا
رئيس اهل دلند و شهان اهل صفا * مظاهرند براى ظهور نور خدا
و بشارت عظيم :
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
( يونس ، 64 ) ، اختصاص به تابعان و پيروان ايشان دارد . يعنى بدانيد كه به تحقيق صاحبان ولايت و دوستان حضرت اللّه را كه در محبّت و دوستى وى شركت را راه ندهند خوفى و بيمى از هجوم حوادث و مصائب و حزنى و اندوهى از فوت مقاصد و مطالب راه نيابد ، زيرا كه ايشان را به جز مولى مقصدى و مطلبى نبوده و رضاى ايشان در رضاى دوست محو بود . بنابراين حادثه را به مراد و فوت را مدّعاى ايشان راه نباشد .
زهى آزادان باطنآباد ، خاطرشاد . بنازم همّت عالى ايشان را ، و ايشانند مؤمنان حقيقى و مواليان تحقيقى ، و ايشان راست بشارت و سعادت در دنيا و آخرت ، و به كلمات بيّنات خداوند بىچگونه و چونكه رافع الدّرجات عباد است تبديل و خلاف راه ندارد . و هر وعدهاى كه آن تواناى دانا كند حق و صدق باشد . و اين مرتبه از فضيلت و