و مؤيّد و مقوّى اين است آنچه از خاتم انبيا محمّد مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و از آدم اولياء على مرتضى ، عليه السّلام ، مروى و منقول است در تفسير آيهء كريمهء
« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً » .
( انبأ ، 18 ) و همچنين بر اين دعوى شاهد و سند است اصناف سيزدهگانه مسوخات . پس به صورت و صورتبازى فريب مخور ، و هر متكلّم راست قامت را انسان مدان ، كه بندهء شكم در حقيقت گاوى است ، و اسير شهوت فرج خوكى است ، و مسخّر خشم سگى ، و مقيّد حرص موشى ، و صاحب حسد گرگى ، و آلوده هوا و هوس جعلى ، و بدگوى عقربى ، و رياكار مارى ، و بر اين قياس كن و از روى اين بشناس ساير اعمال و صفات را . بيشهء وجود خود را به متابعت عقل و نقل از اين سباع و حشرات خالى ساز ، تا چنان كه به صورت آدمى ، به معنى نيز آدم باشى ، حكيم سنائى ، قدّس سرّه ، در كتاب « حديقه » مىفرمايد كه ، نظم :
چون تو در صورت بدى ريزى * دان كه در كسوت ددى خيزى
نقد تو چو تو را برانگيزند * همه از دامن تو آويزند
و بدانكه اطلاق نام انسان بر اكثر مردمان از قبيل اطلاق اسم گندم است بر سبزهء آن ، به اعتبار آنكه اگر از برزگرى تربيت يابد و از حادثات سلامت ماند بعد از مدّتى گندم شود . چنان كه مريض جسمانى را در دفع مرض به طبيب حاذق حاجت افتد .
عليل روحانى را نيز در ازالهء بيمارى دل به حكيم صادق كه رهنماى كامل است احتياج باشد ، و در او صدق و ارادت و امانت و رياضت و خدمت عالم و عارف كه جمع شود كشتى مراد از گرداب پرپيچوتاب به ساحل نجات رسد ، و نقص به كمال و كثرت به وحدت مبدّل گردد .
هركه ز دولت اثرى يافته * از دم صاحب نظرى يافته
در كتاب مستطاب « كلينى » مروى است كه « بندهء من به بركت طاعت و عبادت به درجهاى رسد كه از غايت قرب و نزديكى به حقتعالى گفتن و شنيدن و ديدنش همگى به نور ظهور حضرت حق بوده و قوّت و قدرتش توانائى آن قادر مطلق باشد » .
و در اين مقام بندهء مؤمن ولىّ و محبوب حضرت حق شود . و بنابراين هرچه اهل اللّه