رسائل فارسى ادهم خلخالى
( 8 ) لطائف المواقف
بسم الله الرحمن الرحيم
[ مراتب نقص و كمال ]
حمد نامتناهى پادشاهى را سزد كه ذوات ارباب معرفت را صفات حضرت خود نمود ، و دلهاى اصحاب محبّت را خزاين جواهر اسرار خود ساخت ، و ارواح اهالى حكمت را حدائق ازهار و انوار لطائف و حقايق كرد ، خيّرى كه محض خير است و جوادى كه عين جود است ، و نمود و بود علويّات و سفليّات را وجود مقدّس او هستى و بود است .
و ادّعاء « أنا سيّد ولد آدم » ، ( جامع الصغير ، ج 1 ، ص ، 413 ) ، صاحب مقامى را رسد كه خلعت والاى « لولاك لما خلقت الأفلاك » ، ( احاديث مثنوى ، ص 172 ) ، بر بالاى شخصى استقامت او راست آمد ، و در سراى مسكنت ديهيم « الفقر فخرى و به أفتخر » بر سر نهاده ، بر سرير عدالت و مسند كرامت نشست .
و نيابت ، آن صاحب سعادت بلندمرتبهاى را زيبد كه در حقيقت ولايت و حقيّت ولايت وى ، اصحاب درايت را شكّى و ريبى نبود ، و محامد و مناقب وى ، اگر درايت و اگر روايت ، از حيطهء غايت و دائرهء نهايت خارج باشد ، و به وصايت و امامت وى عقلاء جنّ و انس را اقرار و اعتراف بود . و در نجابت و نقابت اولاد امجاد او ، خواصّ و عام را حيرت بر حيرت فزايد . و اولياء را پيشوا و اتقيا را راهنما باشند ، و از نهر شريعت طوبى سلوك اهل طريقت را سرسبز و سيراب سازند . صلوات اللّه عليهم اجمعين .