شكيبايى سامعه از اصوات و الحان مرغوبه ، و گذرانيدن شامّه بىعطّار و رياحين طيّبه و مهجورى تن از جامه و فرش نرم و نازك همه آسان بود الّا ذائقه . آرى . نظم :
اين شكم بىهنر پيچپيچ * صبر ندارد كه بسازد به هيچ
( 40 - امير المؤمنين را خواب ديدم )
و اين فقير حقير ، امير على ولىّ اللّه ، عليه السلام ، را با اهل بيتش در خواب ديدم ، در كلبهاى درويشانه بودند و در آن جز بوريا و خشتى پخته و ديگى از گل ساخته چيزى نبود و كسوت آن حضرت خرقهء كهنه و كرباس خام ستبر و درشت بود . فرمود كه جامه و خانهء ما را ديدى ؟ گفتم : بلى . فرمود : در اين ديگ در همهء دور ايّام عمر خود دو بار چيزى پختهايم ، هركه خود را از ما خواند و از دوستان ما داند بايد كه خانه و جامه و خوراك وى در دنيا چنين باشد تا در آخرت به ما رسد و نجات يابد .
« هلك المثقّلون و نجى المخفّفون » ، ( بحار الانوار ، ج 77 ، ص 55 ) ، و « سيروا قد سبق المفرّدون » ، ( صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 116 ) ، حديث نبوى است . نظم :
مجرّد در و خانهپرداز باش * جوانمرد دنيا برانداز باش
پس گريان و دست بر سرزنان و فريادكنان و آهكشان از خواب جستم ، از آن زمان تا الآن كه پنج سال است دردى بر دل و داعى بر جگر دارم كه مرهم گير و درمانپذير نبود ، و آيات و روايات مؤيّد و مقوّى اين واقعه بسيار و بىشمار است . مقرّر و معلوم و مروى است كه شيطان ملعون خود را در صورت پيغمبران و امامان و مؤمنان در خواب به كسى نتواند نمود ، و هركه ايشان را در عالم خيال و خواب بيند چنان است كه در ظاهر و در بيدارى ديده باشد .
( 41 - نازپرور و تنعم نبرد راه به دوست )
بالجمله حاصل و محصول كلام اين است كه نفسپرور خسيس و لوتى و دون طبيعت و غول مشغول به فضول كه به رعونت و راحت بدن و فراغت و آسايش تن راغب و مايل باشد هرگز به معرفت و قربت حق ، جا و علا ، راه نتواند برد و از حقيقت كار آگاه نتواند شد و در روز آخرت و قيامت و عرصهء ندامت به خطاب و عتاب ؛
« أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي