به تعيّن ثانى و واحديّت ، و سهشنبه را به عالم ارواح ، و چهارشنبه را به عالم مثال ، و پنجشنبه را به عالم شهادت ، و جمعه را به مجموعهء انسان كامل كه جامع جميع حقيقت و يوم العيد حقيقى است .
و بدانكه آدمى سه طايفهاند ،
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
كه به تأديب و تعليم ، كما هو حقّه ، مؤدّب و معلّم نگردد ،
وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ،
كه قابل و مستعدّ اصلاح و تربيت بود ،
وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ ،
( فاطر ، 32 ) كامل و بصير آمده است . آهن و مس و طلا آن سه را مثال است ، و تكليف و تنبيه كيميا است ، فتأمّل . نظم :
قابل و ناقابل و مقبول آمد خلق از آن * مختلف افتاد بحث و مذهب دانشوران
باز در آحاد هريك زان سه باشد اختلاف * در ميان باشد تفاوت از زمين تا آسمان
و السّلام على من اتّبع الهدى و خشى عواقب الرّدى ، و من اللّه المبتدى و اللّه المنتهى .
چون ابتداى اين رساله و طغراى عنوان اين نسخه سخنان توحيد شده بود ، جهت ترغيب و تحريص به معرفت آن ، تيمّنا و تبرّكا ، انتهاى آن هم موشّح و مزيّن بدان شد . چون عجالة در اثناى دو روز مرقوم و مسطور گشت ، اگر چنانچه سهوى و خبطى واقع شده باشد ناظران بصير از آن اعراض نكنند و اغماض نموده در اصلاح كوشند ، نه در اعتراض و خردهگيرى كه طريقهء سفها و شيوهء جهلا است . مصرع :
صد خار را از بهر گلى آب مىدهند .
و هركه معاش چنان كند كه در اين رساله محرّر است و بدانچه در بدايت و نهايت آن مذكور است راه برد ، از مبدأ و معاد خود آگاه شود و الّا فلا . اميد كه توفيق نجاح و تأييد فلاح نصيب همگنان باد بربّ العباد .