ملك و ظاهر و خلق نيز گويند .
و مرتبهء سادسه كه خارج از اينها است و محتوى بر كلّ آن ، انموذج جميع و مجموعهء محيط بر مجموعيّت انسان كامل است كه خليفة اللّه و مظهر اكمل و اتمّ است .
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » ،
( بقره ، 31 ) در شأن او است ، و مسجوديّت ملك برهان او ، « لولاك لما خلقت الأفلاك » ، ( احاديث مثنوى ، ص 172 ) ، عنوان فرمان او . بيت :
تو مغز عالمى زان در نمىآيى * نكو بنگر كه تو جان جهانى
و دست آدمى كه جامع اصابع خمسه با آن شش چيز است ايماء بدان است كه تحصيل معرفت اين مراتب ستّه به اعتبار قابليّت در دست ارادت او باشد .
لحكيم الغزنوى :
نقش اللّه شكل پنجهء توست * ما سوى اللّه در شكنجهء توست
و همهء كائنات به طفيل وى به حيّن ظهور آمده است و علّت غايى و اسطرلاب خدايى است . بيت :
جام جهاننما دل انسان كامل است * مرآت حقنما به حقيقت همين دل است
* * *
( جام جهاننما دل انسان كامل است )
و اين دل است كه به وساطت عقل كل مورد وحى الهى شود ، و به توسّط نفس كل قابل الهام ربّانى ، چون سير وجود دورى است ، برزخ ديگر كه ما بين دنيا و آخرت ثابت است به شهادت كشف و اخبار غير آن برزخ اوّل است ، چون آن نزولى است و اين عروجى ، و از آن به اين نشأة سفر افتاد و از اين بدان برزخ سير افتد و از آن به عقبى . و آن از عقايد و اخلاق و اعمال آدمى صورت بسته باشد ، و قبر واقعى كه سؤال و جواب و عذاب و عقاب آدمى در آن واقع شود آن است .
و ايّام سبعهء اسبوع را كه همان يوم السّبت داير است مثال مرتبهء اين ستّه كه با اعتبار هويّت بحت هفت مىشود مىتوان ساخت ، چنين كه شنبه را اشاره به مرتبهء لا تعيّن و هستى ساذج قرار دهيم ، و يكشنبه را به تعيّن اوّل و احديّت ، و دوشنبه را