تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
باشد ، و اسم و صفت را در آن راه نبود و به اين اعتبار آن خداوند احد مسمّى به صمد است . رباعى :
هرچند كه جان واقف و آگاه بود * كى در حرم قدس تواش راه بود دست همه اهل كشف و ارباب شهود * از دامن ادراك تو كوتاه بود
و مراتب تنزّلات و تعيّنات وجود مطلق آن معبود بر حق و منازل سير آن . * * *

( پرواز كن سوى مراتب ، سوى يار )

حقيقة الحقائق اقصى كه ، الآن كما كان ، شأن اوست ، از مرتبهء هويّت بحت و هستى ساذج مبرّا و معرّا از جميع اسماء و صفات و اضافات و اعتبارات و شئونات و رسوم حتّى از قيد اطلاق و وحدت به فضاى ظهور و عالم نمود ، پنج است ، و آن را حضرات خمسه خوانند . اوّل مرتبهء علم ، يعنى تعيّن اوّل و مقام احديّت ، كه آن را غيب الغيوب نيز نامند . دوّم تعيّن ثانى و منزل واحديّت و مرتبهء صفات و اسماء و اعيان ثابته و غيب دوم و مرتبهء الوهيّت ، و به اين مرتبه غير حق را راه نبود و از آن جز آن عليم على الإطلاق آگاه نباشد ، و استحقاق اطّلاع بر آن ما هو حقّه در مادّهء ما تحت آن محقّق نيست ، اين است معنى « لا يعلم الغيب إلّا اللّه . » سوم عالم ارواح و جواهر مجرّده و كرّوبيان و نفوس و عقول ، و مسمّى به غيب و ملكوت و باطن و امر بود . چهارم عالم مثال ، كه برزخى است جامع ميان عالم ارواح و اجساد ، و از تجزيه و تبعيض عارى و برى باشد ، و واسطهء تأثير ارواح در اجساد و رابطهء افاضهء روحانيان به جسمانيان ، و در لطافت بدان عالم نرسد . و مثل اين عالم كثيف نبود ، و هر چيزى از افراد و آحاد اين جهان را مثالى در آن نمايان باشد ، و جبرئيل كه در صورت دحيهء كلبى به پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، نازل مىشد با جسد مثالى اين عالم بود . پنجم عالم اجساد و محسوسات ، كه آخر تنزّلات است و آن را عالم شهادت